تبليغاتX
فکر و اندیشه قومس

فکر و اندیشه قومس

قومس ای مایه اعتبارم هر چه دارم ز عشق تو دارم

ائتلاف بزرگ یاوران هلال در سومین دوره انتخابات شورای اجرایی هلال احمر

جمعیت هلال احمر دامغان

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391ساعت 22:32  توسط فکر و اندیشه قومس  | 

مشروح سخنان صریح دکتر حسن سبحانی در برنامه تلویزیونی دیروز، امروز، فردا

اشاره: در برنامه تلویزیونی "دیروز، امروز، فردا" که بصورت زنده از شبکه سوم سیما پخش شد، آقایان: دکتر حسن سبحانی و دکتر محمد خوش چهره «از چهره های شاخص اقتصادی» حضور یافتند و دیدگاه های صائب خود را پیرامون مهمترین موضوعات روز کشور بیان داشتند. در ادامه؛ مشروح سخنان آقای دکتر حسن سبحانی استاد محترم دانشگاه تهران و نماینده دانشمند دامغان در 3 دوره مجلس شورای اسلامی که طیّ همین برنامه ایراد شده است به استحضار کاربران گرامی می رسد:

تولید از خیلی از چیزها متاثر است به طور قطع تحریم و مسایل خارجی در اندازه تولید در کشور ما موثر دکتر حسن سبحانیاست هر کسی که بخواهد این را نادیده بگیرد به نظر من به واقعیت درست نگاه نکرده است منتهی از آن جهت که ما یک اقتصاد بزرگ ۷۵ میلیون نفری داریم، در یک سرزمین وسیع و گسترده با اقلیم های مختلف در صورتی که در درون درست عمل بکنیم به نظر من مشکل تحریم اقتصاد خارجی را این اقتصاد بزرگ می تواند در خودش حل کند و به کمترین هزینه تبدیل بکند و اگر واقعا هم خوب عمل بکنیم فرصتی هم از توی این قضیه می آید این را من باور دارم یعنی ضمن اینکه اعتقاد دارم تحریم لطمه می زند در عین حال معتقدم که ظرفی که به نام ایران و اقتصاد ایران داریم آنقدر گنجایش دارد که با استعداد، نیروی انسانی، امکانات رو زمینی و زیر زمینی، اگر درست عمل بشود می تواند آثار تحریم را از بین ببرد. بنابراین سهم زیادی برای تحریم و آثارش از بیرون روی افزایش قیمت ها قائل نیستم. حتی می شود گفت که در مواردی که واردات صورت می گیرد در کاهش تورم هم از بیرون کمک می گیریم یعنی همه اش لطمه نمی بینیم وقتی کالای مصرفی وارد می کنیم عرضه را زیاد می کنیم به طور طبیعی سطح عمومی قیمت ها پایین می آید. مشکل اصلی که ما داریم مشکلاتی است در داخل کشور، مشکل داخل کشور هم به تصمیمات ناسازگار با هم چه به لحاظ قانون گذاری، چه به لحاظ سیاست گذاری و چه به لحاظ اداره بخش خصوصی و نوع سیاست هایی است که اتخاذ می گردد یعنی بعضی مقاماتی که کشور را به صورت کلان اداره می کنند به نظر من تا حد زیادی متوجه این نیستند که تصمیماتشان در هفته ها و ماه های مختلف و در عرصه های مختلف باید همسو باشد و گرنه همدیگر را خنثی می کنند. مثالی برای اینکه مسئله واضح تر بشود می گویم: عرض کردم که تولید یکی از عمده ترین مسائل کشور ماست، تاکید هم کردم نه مسائل اقتصادی، مسئله های کشور ماست برای اینکه اگر ما مسئله تولید را حل بکنیم به تبع آن اشتغال، رفاه مردم، مسائل اجتماعی، تورم و تبعات ناهنجاری های اجتماعی، اقتصادی ناشی از مشکلات اقتصاد را حل میکنیم. وقتی یک چیزی اصلی ترین مسئله کشور هست تمام هم و غم همه، چه آنهایی که در تولید هستند و چه کسانی که در مجلس و دولت هستند باید اتخاذ شیوه هایی باشد که این شیوه ها این اصلی ترین مساله را محقق بکند. ناهمسوئی، این نیرو ها را خنثی می کند شما وقتی که از افزایش تولید صحبت می کنید معنایش این است که باید سیاست هایی را اتخاذ کنید که هزینه تولید برای تولید کننده پایین بیاید این یک چیز منطقی است یک پیشگوئی نیست. تولید کننده اگر متوجه باشد که هزینه های تولیدش پایین می آید، به سمت تولید کردن می رود. وقتی شما تحت عنوان هدفمند کردن یارانه ها قیمت حامل های  انرژی را تا ده برابر در مواردی افزایش می دهید این به طور طبیعی هزینه را برای تولید کننده بالا می برد. لازم است بگویم یک پدیده دارای عوارض مثبت و منفی است هر کسی بگوید که ما یک کاری می کنیم که همه اش مثبت است و هیچ هزینه ای ندارد این حرف بی ربطی زده است بدیهی که شما وقتی پولی توی جیب مردم می ریزید برای خیلی ها کمک است این مثبت قضیه است اما وقتی آن پول از جایی می آید که به قیمت تمام شدن نهاده های تولید برای بنگاه تمام می شود این هم هزینه اش هست. گاز، برق و گازوئیل نهاده ی تولید برای کارخانه دار است وقتی این ها بالا می رود  هزینه تولید افزایش پیدا می کند یک مدتی جنسی که در انبارهاشان دارند را با قیمت ارزان ارائه می کنند. یک مدتی به خواسته دولت یا سازمان تعزیرات ممکن است تحمل کنند ولی بالاخره تحمل تمام می شود و قیمت تمام شده ی کالا برای تولید کننده بالا می رود به طور طبیعی  این قیمت بالا می آید یعنی شما افزایش قیمت های امروز را تا حدود زیادی پس لرزه های هدفمندی یارانه ها باید تلقی بکنید تحریم البته از بیرون به تعمیق در افزایش قیمت ها کمک می کند یعنی این ها همسو هستند بنابراین وقتی کشور مسئله اصلی اش تولید هست و وقتی به خاطر اتخاذ سیاست های استراتژیک و راهبردی خودش از طرف دیگران در خارج کشور مورد بی مهری قرار می گیرد و متاسفانه دچار تحریم می شود عقل و منطق می گوید که در درون سیاست هایی را منظور کنید که خودتان از درون به سیاست لطمه نزنید ما اگر این ها را همسو بکنیم مشکلات پیش نمی آید ولی اگر همسو نکنیم قوانین حاکم بر اقتصاد در حقیقت به حرف قانون مجلس و خواسته ی من و شما نمی کند مثل اینکه ما چه بخواهیم و چه نخواهیم در مجلس رای بدهیم یا ندهیم چند ساعت دیگر خورشید طلوع می کند ، طلوع کردن خورشید به قانون مجلس ربطی ندارد قوانینی را باید گذراند که این قوانین با قوانین حاکم بر اقتصاد سازگار باشد متاسفانه بعضی ها فکر می کنند که ما قانون می گذرانیم چه واقع بینانه باشد و چه نباشد واقعیت ها باید گوش به حرف قوانینی بکنند که ما می گذرانیم یا گوش به سیاست هایی که ما در دولت اتخاذ می کنیم بکنند بدیهی است که قوانین اقتصاد تبعیت نمی کند و این مشکلات پیش می آید. هر کاری که بخواهیم انجام بدهیم از جمله فاز ۲، فاز ۳ اول باید ببینیم هدفمان چیست یعنی هدف باید در کشور مشخص باشد اول چیزی که ما از شرایط کشور متوجه می دکتر سبحانی و دکتر خوش چهرهشویم و آنچه در برنامه های توسعه کشور می آید رشد تولید ناخالص که همین بحث تولید است اصلی ترین هدف کشور است بنابراین باید هر اقدامی می کنیم در راستای تقویت رشد تولید باشد نه در راستای تضعیفش به دلایلی که من عرض کردم مسئله افزایش قیمت ها در هر فازی که می خواهد باشد به ضرر تولید کشور است و اصلا صحبت این نیست که تورم کم یا زیاد باشد تورم یک مقوله معلولی در اقتصاد است یعنی هدف ها نباید اشتباه گرفته شود در همین مسئله هدفمندی یارانه ها حسب شرایط مختلف مسئولین کشور اهداف مختلف را بیان می کنند گاهی که به اصطلاح لازم است می گویند مسئله عدالت است هدف عدالت بوده گاهی که مقتضی است می گویند هدف کاهش مصرف بوده، خب ما کاهش مصرف را هم که نگاه می کنیم درست است ۶۱ میلیون لیتر بنزین در روز مصرف می شود ولی معادل ۱۹ میلیون لیتر بنزین هم گاز سی ان جی در خودرو ها مصرف می شود وقتی که شما گاز را با بنزین جایگزین می کنید این معنایش این است که مصرف کشور کاهش پیدا نکرده است. ما البته خیلی هم خوشحال می شویم کاهش پیدا کند ولی نکرده است بنابراین باید هدف مملکت مشخص باشد اگر می خواهیم الگوی مصرف اصلاح بشود می توانیم بگوییم چقدر افزایش قیمت با توجه به کشش ها موثر است اگر می خواهیم مسئله توزیع درآمد را حل بکنیم دیگر دغدغه تولید و بحث هایی از این قبیل را نداشته باشیم اینها تعارف است نمی شود گفت که رهبری فرمودند تولید فلان ولی ما یک سیاست ها و قوانینی می گذاریم که توزیع درآمد را حل بکنیم ، اگر واقعا وفاداریم به اینکه مسئله کشور تولید است و ثروت مردم در یک مملکت کار و تلاش خودشان است نه ثروت زیر زمینی شان . همه باید بیایند و کار کنند یعنی باید ابزار کار به مردم داد ، باید نظام بانکی بحث به اصطلاح سودهای بالا را که مانع اصلی تولید است و به نظر ما به لحاظ روایات هم یکی از مشکلات همین سود است را مرتفع بکند تا تولید حل شود. من ترجیح می دهم اینگونه پاسخ بدهم که اصلا مسئله ما این نیست که یک عده ای می گویند یک دفعه قیمت بالا برود ، یا کم کم قیمت بالا برود در شرایط امروز ایران هر نوع افزایش قیمتی ضمن اینکه مصرف کننده را به خاک سیاه می نشاند به ضرر تولید هم هست تولید که نباشد بحث هایی مثل تولید ملی و جهاد اقتصادی روی زمین می ماند ما حرف می زنیم ولی عمل نمی کنیم بنابراین باید به هدف فکر کرد هیچ افزایش قیمت در شرایط فعلی مجاز نیست.

                 

منبع: پایگاه اطلاع رسانی مرکزی شهرستان دامغان ( تاریخانه)

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391ساعت 9:37  توسط فکر و اندیشه قومس  | 

انتخابات شورای اجرایی جمعیت هلال احمر دامغان

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391ساعت 8:19  توسط فکر و اندیشه قومس  | 

جمعیت اتحاد سبز از منظر پروفسور کردوانی

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم بهمن 1390ساعت 23:19  توسط فکر و اندیشه قومس  | 

یادی از شهید عالیقدر "علی اصغر کشاورزیان" و مجاهدت های ایشان

از تولد و دوران كودكي تا ورود به دبيرستان:

سال 1331 در خانواده اي مذهبي، ديده به جهان گشود. پدر و مادر، او را «علي اصغر» ناميدند تا يادگاري باشد از نوزاد شيرخواره اباعبدا... (ع) و با اين اعتقاد راسخ، راه و رسم شهادت را از شهيدان كربلا بياموزد. ميگويند: حقي است از اولاد بر والدين كه نام نيكو بر فرزند گذارند و چه نامي زيباتر از نام علي اصغر. مگر نه اين است كه امام حسين (ع) در پاسخ به آن فرد فرمودند: اگر چندين فرزند داشته باشم همه آنان را به نام پدر بزرگوارم «علي» مي نامم. و علي اصغر از بابت ديگر نيز، نامي عزيز است چرا كه از همان دوران كودكي با حديث عطش طفلي آشنا مي شود كه فرياد «هل من ناصر ينصرني» را با نثار خون پاكش لبيك گفت و سند مظلوميت شهداي عاشوراي سال 60 هجري شد. پس از به دنيا آمدن اين كودك، او به مدد وجود مادري مومنه و پدري پرهيزگار، در محيطي پرورش يافت كه حلال و حرام خدا حرمت داشت و مي شد در اين طهارت جانهاي عاشق اهل بيت (س)، پرورش نوزادي را كه بر گوش او نداي قرآن، ذكر دعا و مصائب حضرت سيدالشهداء (ع)، آشناست،‌ در انتظار نشست. مادري از سادات طباطبايي جندق و پدري كشاورز زاده و مومن. علي اصغر در تهران به دنيا آمد و اين دوري از وطن بدين علت بود كه پدر به كسوت نظامي اشتغال داشت و طي آن مقطع در ژاندارمري پايتخت خدمت مي نمود. پس از دو سال، پدر به همراه همسر و تنها فرزندش به شهر دامغان بازگشتند و در منزلي ساكن شدند كه بيش از 40 سال از عمر خويش را با همه تلخي ها و شيريني ها در آن گذرانيدند.  دوران كودكي علي اصغر نيز مانند همه كودكان اين عصر با شادي و نشاطي كودكانه همراه بود تا وقت ورود به مدرسه رسيد. او بايد گام بسوي سرنوشتي گذارد كه نه تنها فرداي متفاوتي برايش مي آفريند بلكه تحولي اساسي و كم نظير را در تاريخ معاصر ايران و جهان پديد مي آورد. سال ها يكي پس از ديگري با سرعت مي آيند و مي روند تا تاريخ شاهد باشد كه بر شناسنامه 2500 ساله پادشاهي، مهر بطلان مي خورد و در اين ميانه، نوجوانان و جوانان با ايماني هستند كه بار سنگين اين تغيير را در روزگاري نه چندان دور بر دوش خواهند كشيد. يكي از اين مقاطع حساس، چهاردهم خرداد سال 1342 است. آن زمان، امام (ره) كه با نام «آيت ا... العظمي خميني» شناخته مي شد، در بيانات روشنگرانه اي پرده از جنايات حكومت شاهنشاهي برداشت و مردم را به قيام بر عليه حاكم ستمگر زمان فرا خواندند. براي بسياري از كساني كه بعدها در زمره نيروهاي انقلابي قرار گرفتند، شايد نخستين بارقه هاي اميد به سرنگوني رژيم پهلوي، پس از قيام خونين پانزدهم خرداد رقم خورد. حكومت فكر مي كرد كه با سركوب شديد مردم مسلمان، خواهد توانست به حركتي ملي پايان دهد ولي ناخواسته درخت انقلاب را سيراب از خون هاي پاكي نمود كه آگاهي و بينش انقلابي را در اقصي نقاط ايران منتشر ساختند. يازده سالگي «علي اصغر» مصادف با اين خيزش موثر اسلامي و مردمي است و همين رويداد مي تواند مبدأ پيوستن نوجواناني همچون او به كاروان انقلاب باشد. براي تعليم و تربيت او در كنار آموزش هاي رايج در مدارس، برخورداري از پدري كه به دينداري و اخلاص معروف است، فرصتي گرانبهاست تا علي اصغر از گوهر تقواي پدر بهره ها گيرد و با حقيقت زلال دين اسلام و مكتب حيات بخش تشيع آشنا شود. اين جوان نوخواسته، شريعت را از عمق وجودش مي شناسد و اين شناخت در اثر رفتارهاي ديني پدر و مادر فرزانه اي شكل گرفته است.  

از آغاز دبيرستان تا هجرت به شهر مقدس قم:

اگر ورود به دبيرستان براي خيلي از بچه هاي همسن و سال علي اصغر، اتفاقي ساده و معمولي در مسير زندگي است، ولي براي وي واجد حوادث پر فراز و نشيبي بود كه سختي هاي طاقت فرسايي را بر او و خانواده اش تحميل كرد. امروزه شايد مذهبي بودن يك جوان، امري عادي تلقي شود ولي در سال هاي دهه پنجاه كه شاه علناً در قالب سازمان پيش آهنگي و جشن هاي مبتذل هنر به ترويج بي بند و باري افسار گسيخته مي پرداخت، وجود جواني كه به گفته پدر نماز شبش ترك نمي شد، بايسته تاملي جدي در باب ريشه هاي ايماني و اعتقادي اوست.

علي اصغر با چنين سابقه اي مذهبي، وارد دبيرستان شد و براي او كه بهشت آرزوهايش را در جاي ديگري جستجو مي كرد، هر فرصتي مي توانست در هجرتش به مدينه فقاهت، ارزشمند و مغتنم باشد. مصادف با همين سال ها، كوكبي درخشان در آسمان دامغان جلوه گر شد كه اقامت چند ماهه اش در اين شهر، بركات فراواني را به همراه داشت. «محمد منتظر قائم» نام جوان خوش صورت و نيكو سيرت يزدي بود، همو كه در چهره نوراني اش، شجاعت و غيرت موج مي زد. او را به دامغان تبعيد كرده بودند و دوران سربازي اش را در ژاندارمري پشت سر مي گذاشت.

اين زمان اندك كافي بود تا او ابتدا با آقاي علي اكبر كشاورزيان و از طريق راهنمايي ايشان با علي اصغر آشنا شود و رفاقت صميمانه با محمد منشأ تكامل روحيه انقلابي او گردد و البته براي آنكه پرواز را آموخته است، آسمان بي منتها مأمني امن و آشناست. پس از گذشت دو سال از ورود به دبيرستان، روح تعالي جوي علي اصغر به دنبال شنيدن خبر هجرت دوست فاضلش يعني محمد علي معلي به قم، تاب ماندن نياورد و براي او كه گمشده اش را در آن ديار مي طلبيد، هجرت به قم پاسخي روشن در برابر مطالبات افكار بلند و انقلابي اين جوان فرهيخته بود.

از تحصيل در مدرسه حقاني تا نخستين دستگيري:

علي اصغر پس از رها كردن تحصيل در مقطع دوم دبيرستان، به قم مهاجرت كرد. آن روزها از آقا سيد حسن شاهچراغي كه در مدرسه حقاني درس مي خواند شنيده بودند كه مي توان در ميانه سال هم براي تحصيل به آن حوزه عزيمت نمود. مدرسه حقاني به دليل حضور اساتيد مبرّز و انقلابي همچون آيت ا... قدوسي، آيت ا... دكتر بهشتي، آيت ا... جنتي،‌ آيت ا... مصباح يزدي و... يكي از مراكز اصلي تجمع طلاب مبارز و روشنفكر بود و حضور در اين پايگاه فكري و عقيدتي انقلاب مي توانست براي نيروهاي جوان موجد اثرات زيادي باشد. در چنين محيطي كه آكنده از عطر امام و رهبران بزرگ انقلاب بود، علي اصغر از منظري وسيع تر به نقش و مسئوليت خطير خويش در روند امور پي برد و با باوري عميق به تحقق آرزوي ديرينه اش كه همانا حاكميت اسلام ناب محمدي (ص) بود، مي انديشيد. اگرچه براي او و بسياري از دوستانش، مبارزه با دستگاه وابسته سلطنت از اولويت زيادي برخوردار بود ولي اين موضوع باعث نمي شد تا نسبت به درس و تعليم كم توجهي نمايد. لذا هر روز پس از شركت در حلقه تدريس اساتيد بنام حوزه به كتابخانه مدرسه فيضيه مي رفت و به مرور دروس مي پرداخت. در يكي از اين روزها شنيده شد كه شخصي به نام علم با سمت عضو مجلس سنا در نطق خود به ساحت حضرت آيت ا... العظمي خميني توهين روا داشته است، تعدادي از طلبه ها در واكنش به اين هتك حرمت مرجعيت شيعه در حرم مطهر حضرت فاطمه معصومه (س) تحصن نمودند و شعار مرگ بر علم و زنده باد آيت ا... خميني را در اين صحن شريف طنين انداز كردند. در مركزيت اين جمع، مردم چهره شجاع علي اصغر را كه با شوري سرشار از شعور و ايمان به راه امام بر عليه آن سناتور مزدور شعار مي داد مي ديدند كه حتي پس از يورش نيروهاي نظامي و امنيتي شاه، باز هم فرياد مي زد و عاشقانه از حاج آقا روح ا... خميني ياد مي كرد. 

نخستين دستگيري علي اصغر كشاورزيان توسط عمال حكومت شاهي به موجب اجراي اين حركت انقلابي انجام پذيرفت. اگرچه او و همراهانش پس از چند روز با قيد تعهدي اجباري از زندان آزاد شدند ولي در همان مدت اندك نيز مورد شكنجه و آزار عناصر رژيم قرار گرفتند. سكونت در مدرسه براي او كه شديداً بر عليه رژيم پهلوي فعاليت مي كرد، محدوديت هايي را ايجاد مي نمود. لذا وي بر آن شد تا با اجاره نمودن يك باب منزل مسكوني در يكي از محلات قديمي قم با خيالي آسوده تر به اقدامات خويش تداوم بخشد. مادر بزرگوار شهيد كشاورزيان نقل مي كند كه همان ايام برايش پول و لباس مي فرستاديم تا استفاده كند ولي بعدها مطلع شديم كه تمام آن البسه را به فقرا و نيازمندان بخشيده است. در مدت سه سال اقامت علي اصغر در قم، وي مكرراً به دامغان مي آمد و هر بار  صريح تر از دفعه پيش به بيان بيدادگري هاي حكومت پهلوي در ميان اقوام و دوستان مي پرداخت. آن روزها در دامغان، جوانان علاقه مند به ارزش  هاي مكتبي در كانون اسلامي جوانان كه با مديريت روحاني عامل حضرت حجت الاسلام و المسلمين حاج سيد مسيح شاهچراغي اداره مي شد گردهم مي آمدند و اين تشكل نوپا با برخورداري از تجارب اساتيد فرهيخته و طلاب روشن انديشي همچون شهيد شاهچراغي، جايگاه ارزنده اي براي تبليغات ديني و مقابله با توطئه هاي بهائيت محسوب مي شد. هر بار كه سيد حسن شاهچراغي، سيد محسن  ترابي يا علي اصغر كشاورزيان و ديگر انقلابيون مقيم قم به دامغان مي آمدند، جوانان عضو كانون مشتاق بودند تا دور از چشم جاسوسان ساواك اعلاميه هاي حضرت امام را دريافت دارند و به خبرهاي شنيدني آنان از تحولات انقلاب گوش فرا دهند و همين انگيزه اي جدي براي ديگران مي شد تا در مسير نهضت امام قرار گيرند و هر لحظه بر سيل خروشان ملت انقلابي افزوده گردد.

از دستگيري مجدد و زندان طولاني مدت تا طلوع  فجر انقلاب اسلامي:

در سال 1351 سازمان اطلاعات و امنيت شاه كه به اختصار ساواك ناميده مي شد با سرخوردگي از عدم تاثيرگذاري سياست هاي دولت وقت براي كنترل حركت طوفنده انقلاب اسلامي در سطح كشور، نسبت به بازداشت وسيع اشخاص مرتبط با قيام اقدام نمود. در دامغان نيز با توجه به شناسايي قبلي عناصر اصلي انقلاب توسط مزدوران رژيم در شهرباني وقت، برخي از انقلابيون همچون؛ علي اصغر كشاورزيان ـ مهدي اميدوار ـ علي معلي ـ محمد ذوالفقاري و علي اكبر فرحزاد دستگير گشته و براي رسيدگي قضايي به اتهاماتي واهي، عازم بيدادگاه هاي نظامي رژيم در سمنان، ساري و گرگان شدند. پس از برپايي دادگاه نمايشي تجديد نظر، علي اصغر كشاورزيان به سه سال حبس قطعي محكوم مي شود و به زندان ساري جهت گذراندن دوران اسارت، انتقال مي يابد. علي معلي و مهدي اميدوار هم هر كدام به پنج و دو سال حبس محكوم مي گردند. محمد ذوالفقاري پس از شش ماه شكنجه از زندان آزاد مي شود و علي اكبر فرحزاد هم كه از موسسان كانون اسلامي جوانان و بازاريان خوش نام دامغاني بود، در مدت افزون بر سه ماه زندان، بوسيله شكنجه گران ساواك سمنان مورد توهين و آزار و اذيت قرار مي گيرد و در نهايت به شرط تحت نظر بودن، آزاد مي گردد. شدت شكنجه هاي ساواك براي گرفتن اعتراف از اين افراد به ويژه آنان كه به زندان هاي طويل المدت محكوم گشته بودند به اندازه اي است كه هم اكنون نيز نمي توان به برخي از آن رفتارهاي وحشيانه اشاره كرد ولي براي ثبت در تاريخ به همين مقدار بسنده مي كنيم كه شاهد زنده ماجراي تلخ زندان ساري يعني حجت الاسلام و المسلمين علي معلي همچنان از فشارهاي روحي و جسمي دژخيمان شاه رنج مي برد و آثار شكنجه هاي طولاني بر پيكر ايشان مشهود است. مرحوم حاج علي اكبر كشاورزيان كه با اندوه و اشك از آن روزهاي سخت و پر مخاطره ياد مي كند، چند ماه قبل از وفاتش درباره مراجعه به زندان براي ملاقات با علي اصغر مي گويد؛ وقتي پس از چند ماه بي خبري از حال و روز او به زندان ساري رفتم و امكان ملاقات فراهم گشت، علي اصغر را ديدم كه از شدت شكنجه و اعتصاب غذاهاي مداوم، لاغر و نحيف شده بود و رنگ به چهره نداشت. علي اصغر با گذشت سه سال حبس و بدون يك روز تخفيف در مجازاتش از زندان رژيم آزاد شد.

او بارها در پاسخ به پيشنهاد عوامل حكومت كه از وي مي خواستند تا با نوشتن يك نامه درخواست عفو از اين شرايط رهايي يابد، اظهار مي داشت كه براي آني هم دست از اعتقادات خويش بر نخواهم داشت. پدر پس از آزادي فرزند عزيزش از اسارت به او امر مي كند تا قدري از شدت فعاليت هايش بر عليه رژيم بكاهد و اين در حالي بود كه وي تحت مراقبت كامل ساواك قرار داشت و هر حركتي از سوي او مي توانست با برخورد شديدتر رژيم و حتي اعدام مواجه گردد، لذا علي اصغر كه تبعيّت از اوامر پدر را بر خود واجب مي دانست، از فعاليت هاي علني بر عليه رژيم تا هنگام وقوع خيزش عمومي در مقابله با حاكميت پرهيز نمود و اقداماتش را در پوششي ديگر و به صورت محرمانه و غير علني ادامه داد. البته اسناد متعدد ساواك به خوبي نشان مي دهد كه علي اصغر هيچگاه دست از مبارزه بر نداشت و تا طليعه فجر انقلاب اسلامي همچنان بر عقيده خويش در سرنگوني حكومت شاهنشاهي، استوار ماند و در ميدان عمل نيز از هرگونه ياري رساندن به انقلابيّون، مضايقه نكرد.

از پيروزي انقلاب اسلامي تا خدمت در جهاد سازندگي:

22 بهمن 57 فرا می رسد، روزی که ثمره مجاهدت های ملت موحد ایران در مبارزه با رژیم پهلوی جلوه گر شد و نهضت بزرگ امام و امت به پیروزی رسید. پس از طلوع آفتاب عالم تاب انقلاب، امام خمینی (ره) با شناختی جامع از تحولات پیش رو در ایران و جهان، نهادهایی را تشکیل دادند که منبعث از اراده مردم برای آبادانی روز افزون کشور انقلابی بود. در این برهه از زمان، دوستان و یاران انقلاب به فرمان رهبر و مرادشان لبیک گفتند و در سطوح مختلف نظام به انجام خدمات گسترده فرهنگی، اجتماعی و عمرانی همت گماشتند. با شکل گیری نهادهای انقلابی همچون سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، جهاد سازندگی، کمیته انقلاب اسلامی و... توسط حضرت امام (ره)، جمعی از جوانان متعهد به عنوان نخستین اعضای کادر اجرایی، به عضویت این مجموعه ها درآمدند. شهید علی اصغر کشاورزیان در بدو امر به سپاه پیوست و سپس با توجه به ضرورت همکاری با جهاد سازندگی در راستای حل مشکلات عدیده مردم در مناطق محروم دامغان، آن سازمان را برای تداوم فعالیت هایش برگزید. اوج اقدامات وی در این دوران به پذیرش مسئولیت در امور چاه ها و قنوات شهرستان باز می گردد. او که از خانواده ای کشاورز بود و با رنج و محنت زارعان آشنایی دیرینه داشت تمام تجربه و توان خویش را بکار گرفت تا قدری از مسائل موجود در این حوزه گسترده بکاهد و لبخند رضایت را بر چهره­ي خسته کشاورزان بنشاند. دوستانش می گویند: در اجرای وظایف و ماموریت ها، به صورت مجدانه عمل می نمود و از آنچنان تعهدی برخوردار بود که هنوز یاد و خاطره تلاش های خالصانه اش در بین روستائیان دامغانی زنده و جاوید است. او در سال 1357 با دختری مومنه از خانواده ای دیندار و با اصالت ازدواج می کند. ولادت سه فرزند دختر، ثمره ازدواج مبارك آنان است. اين بانوي ارجمند كه يكي از برادرانش به درجه رفيع شهادت نائل آمده و برادر ديگرش از آزادگان سرافراز مي باشد همچون علی اصغر به انقلاب اسلامی و اهداف متعالی آن، اعتقادی عميق داشت و برای همسر در این مسیر نورانی، بهترین يار و یاور بود.

از آغاز جنگ تحميلي تا عروج ملكوتي:

برچيدن ريشه سلسله منحوس پهلوي و استقرار جمهوري اسلامي در ايران براي امريكا كه شاه را ژاندارم منطقه خاورميانه مي ناميد، هزينه هاي سنگيني را به دنبال داشت. دولت ايالات متحده و متحدان آن از اشاعه فرهنگ انقلابي به كشورهاي ديگر در هراس بودند. آنها به هر طرح و پروژه اي كه حاوي سياست ها و اقدامات عملي براي تضعيف يا سرنگوني نظام اسلامي در ايران بود، اميد مي بستند ولي جز شكست و ناكامي عايد آنان نمي شد. شاهد مثال اين وقايع مهم تاريخي شكست امريكا در واقعه طبس و برملا شدن كودتاي ننگين نوژه مي باشد. غرب در مصاف با اراده فولادين ملت ايران چاره اي جز حمله نظامي گسترده با حمايت قدرت هاي نظامي فرا منطقه اي نيافت و در نهايت، ديوانه اي چونان صدام را مامور كرد تا در آرزوي فتح چند روزه تهران، جنگي وسيع را بر عليه كشور همسايه شروع كند. شهريور ماه 1359 با هجوم هواپيماهاي جنگي دولت عراق به فرودگاه هاي غيرنظامي ايران،  سر آغاز رويارويي تمام عيار امريكا و شوروي سابق و اذنابشان با حكومت برآمده از اراده ايرانيان گشت. دفاع مقدس با حضور مردم غيور و مسلمان ايران در جبهه هاي حق عليه باطل، جلوه اي ديگر از اقتدار اسلام ناب محمدي (ص) در عصر معاصر را به نمايش گذاشت. حضور نوجوانان، جوانان، ميانسالان و حتي پيرمردان در صف هاي طولاني ثبت نام براي اعزام به مناطق جنگي، صحنه هايي فراموش ناشدني از ايستادگي ايرانيان در مقابل هجمه دشمنان را رقم زد. علي اصغر هم مانند اقشار مختلف مردم، وظيفه خود مي دانست تا در اين جهاد مقدس شركت نمايد. شش بار حضور در مناطق مختلف جنگي غرب، شمال غرب و جنوب، تصويري گويا از اخلاص و پايداري اين شهيد معظم در اذهان متبادر مي سازد. او براي عمل به وظيفه شرعي و ميهني خويش، هر جا كه به وجودش نياز است، پيشگام مي شود تا قلب امام امت و شهيدان را شاد سازد. از سوسنگرد تا مريوان، از مريوان تا اروميه و از اروميه تا ايستگاه حسيني همه جا يادي و يادگاري از شهيد علي اصغر كشاورزيان به همراه دارد. سيصد و سي و سه روز حضور داوطلبانه در جبهه هاي نور، تنها با همراهي و از خود گذشتگي همسري فداكار محقق مي شود.

همسري كه بايد همزمان براي بچه ها مادري كند و رنج حاصل از دوري شوهر را در معامله اي ارزشمند با خالق متعال، به صبوري و شكر تحمل نمايد. اين چنين همسراني هستند كه با يك دست گهواره كودكان را تكان مي دهند و با دست ديگر، چرخ جهان را به حركت در مي آورند. علي اصغر بارها به عنوان سنگرساز بي سنگر عازم مناطق عملياتي مي شد و هنگام بازگشت به دامغان هم در قالب كميته آبرساني جهاد، لحظه اي از فكر خدمت به محرومان فارغ نمي گشت. نخستين مجروحيت علي اصغر در جبهه، ناشي از موج انفجار بود. وي پس از درمان به دامغان مي آيد و چند روزي در خانه استراحت مي كند ولي شدت جراحت به اندازه اي است كه او را به بيمارستان منتقل مي كنند تا تحت درمان قرار گيرد. پس از بهبودي نسبي به جبهه ها باز مي گردد و نكته جالب آن است كه هر بار، همسرش او را به حضور در عرصة دفاع از شرف و عزت ديني و ملي فرا مي خواند. علي اصغر آخرين بار كه به سوي سرزمين شهادت رهسپار مي شود، خطاب به همسر فداكارش مي گويد كه بزودي باز خواهم گشت. ولي سرنوشت به گونه اي ديگر رقم مي خورد. هنوز چند روز از شروع عمليات كربلاي پنج نمي گذرد كه آن رادمرد، همزمان با احداث سنگر براي رزمندگان اسلام در اثر اصابت گلوله خمپاره، به شدت مجروح مي شود و در تاريخ 22 دي ماه 1365 قدمي بلند به سوي وصال شهادت بر مي دارد. علي اصغر از همان كودكي كه همراه والدين به زيارت حضرت علي بن موسي الرضا (ع) مشرف مي شدند، عشقي سوزان به اين بارگاه ملكوتي داشت. بعدها هر وقت فرصتي دست مي داد به مشهـد مي رفت تا بوسه بر آستـان مطهر حضرتش زند و دل در زلال آب حيات رضوي بشويد. اين بار او با پاي خودش به پابوس امام (ع) نرفت بلكه اين ولي نعمت ما حضرت ثامن الحجج (ع) بود كه بدو رخصت داد تا يكبار ديگر ديدار يار را تجربه كند. علي اصغر  به مشهد اعزام شده و در بيمارستان حضرت قائم (عج) بستري مي گردد. خانواده روزهايي را در بي خبري و نگراني سپري مي كنند. همزمان با اين حادثه، به آنان اطلاع مي دهند كه برادر ديگر علي اصغر هم در همان عمليات، شيميايي شده است و شنيدن اين اخبار براي آنها لحظات پر التهابي را به وجود مي آورد. بعد از گذشت يكي دو روز خانواده از محل بيمارستان آگاه مي شوند و به مشهد عزيمت مي نمايند. قطع نخاع و گسترش عفونت در بدن، آخرين اميدها را تبديل به نا اميدي مي كرد. در اكثر اين اوقات، پدر بزرگوارش بر بالين او حضور مي يافت و به ثمره عمرش مي نگريست كه هر لحظه همچون شمعي مي سوخت. علي اصغر در روزهاي اول بستري شدن تشنه بود و آب مي خواست ولي همه اطرافيان و برخي دوستان كه در ساعات پاياني حيات او حاضر بودند شهادت مي دهند كه در لحظات آخر نه تنها آب مطالبه نمي كرد بلكه با قلبي آرام به انجام ذكر و راز و نياز با معبود بي نياز مي پرداخت. اندكي قبل از زمان شهادت، آنان كه اطراف او حلقه زده بودند نجواي او را با سيد الشهداء(ع) مي شنيدند... السلام عليك يا ابا عبدا... . شهادت هنر مردان خداست و در اين راه هر كس مقرب تر است، بيش و پيش از همه به معناي والاي شهادت آگاه مي شود. و آنان كه معناي شهادت را دريافتند، مصداق اين مصرع زيبايند؛ «آن را كه خبر شد خبري باز نيامد». طوبي له و حسن مآب. سي ام دي ماه هر سال يادآور شهادت جهادگري رشيد و مجاهدي نستوه از ديار دامغان است كه نامش، زيبايي هاي معنوي و اخلاقي فراواني را در خاطره ها زنده مي كند. اميد است كه ما بازماندگان از اين قافله نور، همواره پاسدار خون مطهر شهيدان و حافظ دستاوردهاي انقلاب اسلامي در سايه پشتيباني از ولايت فقيه باشيم. ان شاء ا...

نویسنده: شهاب الدین بنائیان

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390ساعت 18:48  توسط فکر و اندیشه قومس  | 

انقلاب اسلامی ایران، نوری درخشان در ظلمت استبداد

انقلاب اسلامی، انفجار نور بود. نوری درخشان در ظلمت استبداد. نوری که پرتو تابناک آن، دلهای ملل مظلوم عالم را روشنی بخشید و تخت ستمکاران را لرزان و سرنگون ساخت. انقلاب اسلامی ایران، خط بطلانی بود بر دو هزار و پانصد سال حکومت ستمشاهی و مردم مومن ایران پس از استقرار نظام مقدس جمهوری اسلامی، طعم شیرین استقلال و آزادی را چشیدند و برای آنکه تنها دولت و ملت مستقل دنیا نام بگیرند، با همه وجود در برابر افزون طلبی های استکبار جهانی به سرکردگی آمریکای جهانخوار و اسرائیل غاصب، ایستادگی و مقاومت نمودند. سرتاسر عمر پر برکت انقلاب ما مشحون از فداکاری و ایثارگری ملت قهرمانی است که با استعانت از هدایت های حکیمانه امام راحل (ره)، توانستند بزرگترین و با شکوه ترین انقلاب قرن را در این میهن عزیز و تاریخ ساز، محقق سازند. انقلاب اسلامی ملت ایران، بیداری اسلامی را برای مسلمانان و آزادگان جهان به ارمغان آورد و اینک که سالها از پیروزی این حرکت الهی می گذرد، حقانیت مردم ما در شکست هیمنه پوشالی شیطان بزرگ بیش از پیش نمایان می شود. درود بر جانهای پاکی که خون عزیز خویش را در راه اسلام و کلمه توحید فدا نمودند، آنانی که ایرانی سربلند و با افتخار می خواستند و برای اعتلای اسلام جانفشانی کردند. راه ما راه امام خمینی (ره) است و آرمان امام، آرمان میلیون ها انسان آزاده ای است که برای حاکمیت ارزشهای اسلامی و قرآنی، قیام نموده و رژیم طاغوت را سرنگون کردند. حضرت امام خمینی (ره) با عمل به درسهای عزت بخش مکتب عاشورا، احیاگر ارزشهای توحیدی شدند و حیات انسان معاصر را جان تازه ای بخشیدند. اکنون که سی و سومین سالگرد پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی را با یاد و خاطره آن یگانه دوران گرامی می داریم، روز به روز بر عزت مردم ما افزوده گشته و پایه های قدرت ستمکاران و مستکبران عالم، هر روز سست تر می شود. به درستی که این اقتدار دینی و ملی از عنایات حضرت باریتعالی به ایران اسلامی است و همه ما باید شاکر الطاف خداوند متعال باشیم. درود بر این مردم مسلمان که با صبر و استقامتشان، مسیر را برای حاکمیت مستضعفان بر عالم گشودند و در سایه رهبریهای حکیمانه امام راحل عظیم الشأن (ره) و مقام معظم رهبری حضرت آیت ا... العظمی خامنه ای (مدّ ظلّه العالی)، امید به رهایی از ظلم ظالمان را در دلهای محرومان و ستمدیدگان عالم زنده کردند. راهپیمایی یوم ا... 22 بهمن، تجدید پیمان با آرمانهای الهی روح خداست و همه اقشار ملت ایران بويژه جوانان غیور و با ایمان کشور ما، آماده اند تا با حضور گسترده و بی نظیر در این روز تاریخی، به جهانیان اعلام کنند که ما جوانان امت حزب ا... با امام شهیدان و شهدای گرانقدرمان پیمان بسته ایم تا راه آنان را که همان راه اسلام و قرآن و عزت مسلمین است، ادامه دهیم. ان شاء ا...

نویسنده: شهاب الدین بنائیان

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390ساعت 18:47  توسط فکر و اندیشه قومس  | 

یاران انقلاب اسلامی در دامغان- بخش سوم

اشاره : طلوع آفتاب انقلاب اسلامی در دامغان همراه با مجاهدت شخصیت های ارزشمندی بود که با ایمان به آرمانهای مقدس امام راحل عظیم الشأن، فریادگر ندای استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی شدند. حال که افزون بر سه دهه از پیروزی نهضت بزرگ اسلامی ملت ما می گذرد، معرفی این چهره های انقلابی، می تواند نوعی قدرشناسی از حضور آگاهانه آنان در میدانهای مبارزه با استبداد و استکبار باشد. اکنون با برخی از یاران صادق انقلاب اسلامی در شهرستان دامغان بیشتر آشنا می شویم:

حجت الاسلام والمسلمین حاج سید محمود حسینی ترابی

حجت الاسلام والمسلمین حاج سید محمود ترابی در 22 تیر 1319 شمسی دیده به جهان گشود. ایشان فرزند مرحوم حجت الاسلام حاج آقا سید حسین ترابی (ره) می باشد. پدرش در شمار عالمان دینی، واعظی مشهور و سرپرست و مدرس حوزه علمیه دامغان بود. ترابی پس از تحصیلات ابتدایی در 1334 شمسی وارد حوزه علمیه دامغان شد و دروس مقدماتی و لمعتین را نزد پدر و حضرات آیات: محمد رضا خدایی، تقی قادری، و گل محمد نصیری فرا گرفت. در 1343 شمسی رهسپار قم شد و سطح عالی را در محضر حضرات آیات: مصطفی اعتمادی، جعفر سبحانی، حسین نوری همدانی، محمد فاضل لنکرانی، سید محمد باقر سلطانی، علی مشکینی و ابوالقاسم خزعلی به پایان رساند. آنگاه به مدت 7 سال در حوزه درس خارج فقه و اصول حضرات آیات: مرتضی حایری، سید محمد محقق داماد و محمدرضا گلپایگانی شرکت کرد. او از 1358 شمسی در حوزه علمیه دامغان و از 1365 شمسی در دانشگاه آزاد اسلامی دامغان به تدریس پرداخته است. وی از آیت ا... العظمی محمد فاضل لنکرانی (ره) اجازه نقل حدیث و از حضرات آیات: امام خمینی (ره)، سید ابوالقاسم خویی (ره)، سید محمدرضا گلپایگانی (ره)، محمد علی اراکی (ره)، محمد فاضل لنکرانی (ره)، ناصر مکارم شیرازی، سید علی خامنه ای، محمد تقی بهجت (ره) و لطف ا... صافی گلپایگانی اجازه حسبیّه دارد. مقاله هایی در زمینه دشمن شناسی، آسب شناسی، طهارت اهل کتاب و تقریرات درس اصول و فقه از آثار اوست. ترابی در دوران مبارزه علیه رژیم پهلوی با اجرای برنامه های تبلیغی، پخش اطلاعیه های امام (ره)، شرکت در راهپیمایی های متعدد مانند: 11 محرم 1357 شمسی و حمایت از آیت ا... ابوالقاسم خزعلی و دیگر روحانیون که به دامغان تبعید شده بودند، به فعالیت پرداخت و به وسیله نیروهای ساواک بازداشت شد. تشکیل کمیته انقلاب اسلامی در 22 بهمن 1357 شمسی و رسیدگی به امور مردم و موقوفات از دیگر فعالیت های او بود. وی در دوران دفاع مقدس به تبلیغ برای کمک و اعزام نیرو به جبهه ها پرداخت و خود نیز بارها در جبهه ها حضور یافت. ترابی در سال 1370 شمسی به امامت جمعه دامغان منصوب شد. وی از 1357 مسئولیت حوزه علمیه برادران و خواهران را برعهده گرفت. همچنین از 1370 ریاست هیئت امنای حسینیه حضرت ابوالفضل (ع) را عهده دار شد. کتابخانه و دفتر نشر این حسینیه خدمات بسیاری رابه افراد اهل مطالعه و تحقیق ارائه داده است. او از اعضای هیئت موسس صندوق قرض الحسنه قائم و صندوق قرض الحسنه وحدت است. احداث حوزه علمیه در قم و دامغان، مسجد میرزا داوودی، کتابخانه مسجد جامع، تاسیس حوزه علمیه خواهران در شهر امیریه، همکاری موثر در احداث حوزه علمیه علی بن موسی الرضا (ع) شهر مقدس قم، ساخت مصلی، رسیدگی به اختلافات مردم، دستگیری از مستمندان و ساخت خانه برای محرومین از خدمات اجتماعی اوست. وی پدر شهید سید محمد علی ترابی است که در سال 1363 شمسی در پانزده سالگی به شهادت رسید. امامت جمعه دامغان پیش از ایشان به عهده حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ غلامعلی نعیم آبادی بود و حجج اسلام: آقای شیخ محمد ترابی، و آقای سید محمود ترابی امامت موقت جمعه را برعهده داشتند.

حجت الاسلام والمسلمین حاج شیخ محمد ترابی

حجت الاسلام والمسلمین حاج شیخ محمد ترابی در 8 اسفند 1318 شمسی و در شهر دامغان دیده به جهان گشود. ایشان فرزند مرحوم حاج رحمت ا... ترابی می باشد که به تقوا و فضیلت و مردمداری مشهور است. یکی از برادران ایشان «شهید حاج حبیب الله ترابی» هستند که از نخستین مبارزان بر علیه حکومت ستمشاهی در دامغان به شمار می آیند. این چهره گرانقدر روحانی پس از تحصیلات ابتدایی به حوزه علمیه دامغان رفت و مقدمات را نزد مرحوم حجت الاسلام والمسلمین حاج شیخ محمد تقی قادری (ره) فراگرفت. سپس در سال 1335 شمسی رهسپار حوزه علمیه قم شد و در آن شهر مقدس ادامه تحصیل داد و در زمان مرجعیت حضرت آیت ا... العظمی بروجردی (ره) دوره سطح عالی را به پایان رساند. سپس در حوزه درس خارج فقه و اصول شرکت کرد. از استادان والاقدر ایشان می توان حضرات آیات عظام: عباسعلی شاهرودی (ره)، گلپایگانی (ره)، محقق داماد (ره)، امام خمینی (ره) و شیخ مرتضی حائری (ره) را نام برد. همچنین معظمٌ له، فلسفه منظومه سبزواری را از آیت ا... محمدی گیلانی و بخشی از اسفار را از آیت ا... علامه حسن زاده فرا گرفت. در سال 1352 همزمان با تبعید حضرت آیت ا... خزعلی به دامغان، ضمن انجام فعالیت های انقلابی از سوی ایشان مامور شد که سرپرستی حوزه علمیه دامغان را بر عهده بگیرد، از این رو از قم به دامغان بازگشت و به تدریس و به تبلیغ پرداخت. لازم به ذکر است که این استاد فاضل حوزه علمیه دامغان از چهره های انقلابی روحانیت دامغان هستند که نقش ممتازی را در روند پیروزی انقلاب اسلامی ایفاء نمودند. حجت الاسلام حاج شیخ محمد ترابی از حضرات آیات عظام: خوئی (ره)، گلپایگانی (ره)، امام خمینی (ره)، خامنه ای و ناصر مکارم شیرازی اجازه تصدی امور حسبیه کسب کرد. وی از آیت ا... محمد کاظم مهدوی دامغانی (ره) اجازه شفاهی بیان حدیث را دریافت نمود. آقای ترابی در 1352-1357 در مسجد صاحب الزمان (عج) دامغان نماز جماعت را اقامه کرد. از 1357 امامت جماعت مسجد جامع این شهر را عهده دار شد. همچنین حجت الاسلام والمسلمین ترابی به تدریس در دانشگاه آزاد اسلامی واحد دامغان پرداخت. 

حاج علی اکبر فرح زاد

حاج علی اکبر فرح زاد، پانزدهم دی ماه 1320 در دامغان دیده به جهان گشود. وی در سال 1333 ه-ش جهت تحصیل علوم دینی به شهر مقدس مشهد هجرت نمود. فرح زاد با حضور در مدرسه علمیه «دودرب» که هم اکنون به فضای حرم مطهر رضوی ملحق شده است، از محضر اساتید گرانقدری همچون: آیت الله علوی گرگانی، حجج اسلام والمسلمین آقایان آغوشانی و موحد، استفاده نمود. او همزمان با انجام تحصیلات حوزوی، در بازار مشهد اشتغال داشت. مقارن با قیام 15 خرداد 1342، در جریان وقایع نهضت حضرت امام خمینی (ره) قرار گرفت. وی همراه با شیخ احمد فانی، اعلامیه های امام را تکثیر می نمود و بصورت محرمانه در مسجد گوهرشاد و... توزیع می کرد.  حاج علی اکبر فرح زاد در همین سالها با حجت الاسلام والمسلمین شهید سید علی اکبر هاشمی نژاد آشنا شد. آن شهید عالیقدر در زمره رهبران اصلی انقلاب اسلامی در شهر مشهد بودند. همچنین آقای فرح زاد در واقعه حمله عمال رژیم سفاک پهلوی به بیت آیت الله قمی، در منزل ایشان حضور داشت و از نزدیک، شاهد جنایات حکومت طاغوت بود. آقای فرح زاد پس از مراجعت به دامغان و در تداوم روشنگری های شهید سید حسن شاهچراغی، به افشای خیانت حکام پهلوی پرداخت و در همین راستا، از سوی عناصر ساواک بازداشت شد و مدت 3 ماه به دست عوامل سازمان اطلاعات شاهی محبوس گشت و مورد شکنجه قرار گرفت. ایشان تا هنگام پیروزی انقلاب اسلامی هم به شدت از سوی نیروهای امنیتی رژیم ستمشاهی تحت نظر بود. حاج علی اکبر فرح زاد از موسسان کانون اسلامی جوانان در دامغان است که در راستای آموزش اعتقادی و سیاسی نیروهای انقلاب اسلامی، محوریت داشت. یکی دیگر از اقدامات ارزشمند وی، همکاری در تاسیس صندوق قرض الحسنه قائم (عج) در سال 1344 با مدیریت مرحوم حاج نصرالله شهابی (ره) است.  آقای فرح زاد پس از پیروزی انقلاب اسلامی به عضویت کمیته انقلاب اسلامی درآمد و با عنایت به تشکیل نهادهای انقلابی، مسئولیت اجرایی کمیته امداد امام خمینی (رض)، بنیاد شهید انقلاب اسلامی و بنیاد امور جنگ زدگان را با حداقل امکانات لازم، بر عهده گرفت. ایشان در طی سالهایی که از عمر انقلاب شکوهمند اسلامی می گذرد با اعتماد مردم در امور اجرایی و نظارتی انتخابات ها مشارکت داشته و نسبت به اداره نمودن موسسه خیریه دارالایتام امام سجاد (ع) اهتمام شایان تقدیری دارد.

حاج محمدتقی بنائیان

حاج محمدتقی بنائیان سال 1332 ه.ش در دامغان به دنیا آمد. پدرش به شغل بنّایی اشتغال داشت و در بین مردم به ایمان و تقوا شناخته می شد. دوران کودکی محمدتقی همچون دیگر همسالانش سپری شد تا اینکه پا به دبستان نهاد و تحت تعلیم معلمان متدین دامغانی قرار گرفت. در این  زمان و بعد از گذشت سالها، ورود وی به دبیرستان سرفصل نوینی را در زندگی او شکل داد. شروع مقطع تحصیلی جدید با اوج گرفتن نهضت امام راحل عظیم الشان (ره) تقارن یافت. آقای بنائیان با روحیه انقلابی و اعتقادی راسخ به آرمانهای اسلامی و آزادیبخش، میدان مبارزه با رژیم ستمشاهی را برگزید و بصورت مخفیانه نسبت به توزیع اعلامیه های حضرت امام، تبیین جنایات رژیم پهلوی و... اقدام می نمود. او پس از پایان دوره متوسطه، به دانشسرای تربیت معلم رفت تا در کسوت مقدس معلمی بتواند نقش مناسبی را در تعلیم و تربیت نسل آینده سار کشور ایفاء نماید. در همین هنگام بود که کار توزیع گسترده تر اعلامیه های حضرت امام خمینی (ره) و رساندن آنان به چهره های انقلابی را در شهرهای مختلف مسیر تهران تا مشهد بر عهده گرفت. همین فعالیت ها باعث شد تا ساواک به او مشکوک شود و تحت نظر عوامل حکومت قرار گیرد. وی با همراهی شهیدان شاهچراغی و موسوی دامغانی، دارای نقش بارزی در روند پیروزی انقلاب اسلامی است. نام وی در مقاطع مهم تاریخ انقلاب اسلامی مانند: تاسیس انجمن اسلامی معلمان، اعتصاب فرهنگیان، تبیین اعلامیه افشای 10 سال جنایات حکومت پهلوی، راهپیمایی روز 11 محرم دامغان و... به عنوان شخصیتی مبارز مطرح می باشد. پس از طلوع آفتاب جمهوری اسلامی، او با نهادهای انقلابی همچون سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، کمیته امداد حضرت امام خمینی (رض)، بنیاد 15 خرداد، بنیاد امور جنگ زدگان و... همکاری نمود و با اعتماد روحانیت شهرستان دامغان، مدیریت اجرایی حسینیه حضرت ابوالفضل (ع) این شهر را بر عهده دارد.

دانشجوی شهید مهدی رجب بیگی

شهید عالیقدر «مهدی رجب بیگی» سال 1336 در دامغان چشم به جهان گشود. خیلی كوچك بود كه به همراه خانواده اش در یكی از محله های فقیرنشین تهران در یك اتاق مستاجری زندگی می كردند. انگار الفبای ریاضی از همان كودكی با زندگی اش گره خورده بود. می دانست كجا خورد و خوراكش را زیر رادیكال ببرد و كجا همت و توانش را به توان برساند. كجا قناعت را با زندگی اش جمع كند و چه وقت راحت طلبی را از زندگی اش كسر كند. در دانشكده فنی دانشگاه تهران قبول شد، كار هر كسی نبود دانشجوی این دانشگاه شدن. سال 1354 با وجود خفقان شدید در دانشگاه و مملكت، اعلامیه پخش می كرد و در تظاهراتهای دانشجویی و خیابانی شركت می كرد. همان سال اول به عضویت شورای دانشجویی درآمد و مدام برای گردانندگان رژیم ایجاد زحمت می كرد. بعد از پیروزی انقلاب كه امام راحل فرمان تشكیل جهاد سازندگی را ابلاغ فرمودند، مهدی و چند تن از دوستانش همت گماشتند تا فرمان امام را عملی كنند. در سازمان دانشجویی دانشكده فنی، مسئولـیت انشار نشریه دانش آموزی «هجرت» را به عهده گرفت و با انتشار نشریه دیگری به نام «جیغ و داد» كه محتوای طنز داشت به مبارزه با كمونیست ها و منافقین مشغول شد. مهدی در تسخیر لانه جاسوسی آمریكا نیز نقش عمده و بسزایی داشت و در طول مدتی كه این مركز توطئه و فساد در تسخیر دانشجویان مسلمان پیرو خط امام بود مسئولیتهای خطیری بر عهده گرفت كه از جمله آنها «مسئولیت برگزاری و انجام گردهمایی جنبش های آزادی بخش جهان در تهران» و «نمایندگی دانشجویان پیرو خط امام در این گردهمایی» را می توان نام برد. فعالیتهای گسترده مهدی خیلی ها را عصبانی و ناراحت می كرد و سرانجام در 5 مهر 1360 توسط منافقین كوردل ترور گردید و به فیض عظمای شهادت رسید.

سردار سرلشگر شهید هاشم ساجدی

شهید والامقام «هاشم ساجدی» در «کلاته» دامغان به دنیا آمد. نام پدرش «حسین» بود. یک روستایی ساده، با دستانی پینه بسته از کار روستایی که مانند هر پدری آرزوهای بسیار برای فرزندان خود داشت. او در زمستان همان سال در اثر بیماری به جهان دیگر سفر کرد. مادر، سرپرستی خانواده را به دوش گرفته بود و با قالیبافی و دیگر کارهای روستایی، زندگی را برای او و دیگر خواهر و برادرانش شیرین می کرد. سالهای درس و مدرسه آغاز شد. «هاشم»، سالهای ابتدایی را در همان روستا گذراند. در حالی که با کار، بخشی از مخارج زندگی خانواده را نیز تامین می کرد. در اوایل سال های نوجوانی، مجبور شد از مادرش جدا شود؛ چون ادامه تحصیل در روستا و روستاهای اطراف ممکن نبود. برای همین، چند سالی را پیش برادر بزرگش که آن سالها در کرج ساکن بود، گذراند و به تحصیل و کار ادامه داد. در این دوره، با کمک برادرش، بیشتر با مسائل دینی و مذهبی آشنا شد و پایه های فکری خود را محکم کرد. سال های آخر دوره متوسطه به گرگان رفت و مادرش را نیز پیش خود برد. در آنجا، روزها کار می کرد و شب ها درس می خواند تا دیپلم گرفت و در اداره کشاورزی استخدام شد. با شروع مبارزات ضد رژیم شاهنشاهی در سال های 1342 و 1343 کم و بیش با مسائل سیاسی هم آشنا شد و در جریان مبارزات سیاسی قرار گرفت. در اواخر دهه چهل، از طرف اداره کشاورزی به عنوان تکنسین پنبه به شهرستان «گنبد» در استان «گلستان» مامور شد. در این سال ها، بیش از پیش در جریان مبارزات سیاسی و مذهبی قرار گرفت و با روحانیون مبارزی که به این شهر تبعید می شدند یا به آن رفت و آمد داشتند، از نزدیک آشنا شد. شهید آیت الله «مدنی»، شهید «هاشمی نژاد» و شهید «سید علی اندرزگو» تعدادی از این افراد بودند که «هاشم» با استفاده از درس ها و سخنان آن ها، کوله بار فکری و مبارزاتی خود را پر بارتر و فعالیت های سیاسی را با هسته اصلی مبارزان مسلمان و روحانی بیش از پیش نزدیک و محکم تر کرد. همچنین در این زمان، او به کمک دوستان همفکر خود، جلساتی را پایه گذاری کرد که در آن به شکل سازمان یافته به مسائل سیاسی مذهبی می پرداختند و مبارزات ضد حکومتی را برنامه ریزی می کردند. پخش و تکثیر نوار و کتب و اعلامیه های «امام خمینی» و دیگر بزرگان سیاسی و مذهبی آن دوران، یکی از کارهای هاشم و دوستانش بود. در این زمان، او به دلیل همین مبارزات سیاسی و به خاطر مسائل امنیتی، نام خانوادگی خود را تغییر داد و نام خانوادگی خود را ساجدی انتخاب کرد. سال 1352 در سن 26 سالگی به واسطه یکی از دوستان خود با خانواده یکی از روحانیون محلی به نام «خسروی» آشنا شد و با دختر آن روحانی ازدواج کرد. در سال 1356 اولین فرزند او به دنیا آمد. در سالهای بعد، سه دختر و یک پسر دیگر نیز به جمع خانواده آن ها اضافه شدند. در دیماه همین سال، دوره دیگری از مبارزات ضد رژیم توسط حضرت امام خمینی (ره) آعاز شد که به پیروزی انقلاب اسلامی ختم گردید. در این دوره، تمام هم و غم «هاشم»، انقلاب بود. تظاهرات، شرکت در جلسات سخنرانی و مبارزاتی، پخش اخبار و اعلامیه های انقلاب، تحصن و به تعطیلی کشاندن ادارات دولتی، برنامه ریزی برای سرنگونی هر چه زودتر رژیم شاهنشاهی طبق نظر و راهنمایی امام و... جلوه ای از تلاش و سعی او در دوره ی انقلاب بود. در همین زمان و سالهای اولیه بعد از انقلاب، او اموال خود را خرج انقلاب و محرومین کرد به گونه ای که تقریبا ثروتی برایش باقی نماند. از همان ساعات اولیه پیروزی انقلاب که مردم در حال جشن و سرور بودند، تلاش برای حفظ این پیروزی که خون بسیاری برای آن بر زمین ریخته شده بود و سر و سامان دادن به نظم اجتماعی و زندگی روزمره ی مردم، فکر و ذهن بزرگان انقلاب را مشغول کرد. بر همین اساس، در فردای انقلاب یعنی 23 بهمن 1357 کمیته انقلاب اسلامی تشکیل شد. ساجدی از پایه گذاران کمیته ها در «گنبد» بود. نوزاد تازه متولد شده ی انقلاب، ماه های اولیه زندگی خود را می گذراند که گروه ها و سازمان های مختلف از گوشه و کنار کشور سر بر آوردند و مدعی آن شدند و تا آن جا پیش رفتند که هر کدام می خواستند بخشی از کشور را جدا کرده، برای خود حکومت مستقل راه بیندازند. در همین ایام یعنی دوم اردیبهشت 1358 «سپاه پاسداران انقلاب اسلامی» به عنوان یک نیروی نظامی تمام عیار در کنار ارتش تشکیل شد و حفظ و حراست از انقلاب را در مقابل ضد انقلابیون و گروهک های مختلف به عهده گرفت. بسیاری از نیروهای مبارز مسلمان و جوانان پیرو امام به این نهاد تازه تاسیس پیوستند تا از انقلاب خود پاسداری کنند. «هاشم» یکی از نیروها و از ارکان آن در «گنبد» بود. یک ماه و اندی بعد از تشکیل سپاه ،در 27 خرداد 1358 امام خمینی با دور اندیشی و آگاهی ویژه فرمان تشکیل «جهاد سازندگی» را صادر کرد که شعار محوری آن همه با هم جهاد سازندگی بود. هدف از تشکیل این نهاد انقلابی، آبادانی کشور به خصوص در مناطق محروم بود تا به وسیله آن، انقلاب اسلامی چهره ی عمرانی و سازندگی خود را نیز نشان دهد. هاشم با توجه به کار اصلی خود در اداره ی کشاورزی، فرمان امام را با تمام وجود پیروی کرد و از بنیان گذاران اصلی جهاد سازندگی در گنبد و عضو شورای مرکزی آن در این شهرستان شد. پس از شروع جنگ تحمیلی، هاشم به مشهد عزیمت کرد و در جهاد سازندگی اشتغال داشت. اولین مسئولیت مهم او در جهاد خراسان با توجه به تجریبات و خدمات قبلی اش، مسئولیت مجتمع کارگاه و انبارهای جهاد خراسان در «قاسم آباد» بود. او در آن زمان، توان و قابلیت های خود را در سطح بالایی نمایان کرد و نشان داد. در اوایل سال 1360، پشتیبانی جنگ جهاد خراسان در جبهه های جنوب، به یک مسئول پر توان و فرماندهی قوی نیاز داشت که تمام وقت در جبهه حضور داشته باشد. او این مسئولیت سخت و سنگین را پذیرفت و راهی جبهه شد. او این حضور را تا پایان عمرش به طور مداوم و پیوسته ادامه می داد به گونه ای که پس از مدتی، خانواده خود را نیز به شهرهای نزدیک جبهه برد و همواره در خدمت جنگ قرار گرفت. در مسئولیت جدبد، وظیفه او حساس و دشوار بود. از تدارکات نیروها گرفته تا انجام عملیات مهندسی رزمی آن هم با نیروهایی با فرهنگ ها و قومیت های گوناگون که کار را مشکل و حساس تر می کرد. اما او در این مسئولیت نیز خوش درخشید و توان بالای مدیریتی و اجرایی خود را به نمایش گذاشت. شرکت در عملیات «طریق القدس» در آبان 1360 و حفظ و حراست از دستاوردهای این عملیات در منطقه «بستان» و تنگه «چزابه» و سپس حضور در عملیات «فتح المبین» در منطقه عمومی «شوش» در فروردین سال 1361 و بعد از آن شرکت در عملیات «بیت المقدس» (آزادی خرمشهر) در اردبیبهشت و اوایل خرداد سال 61 و بالاخره عملیات «رمضان» در اواخر تیر 1361 حاصل تلاش و کار او در این دوره است. در عملیات «رمضان»، تلاش و شجاعت او به حدی بود که نیروهای تحت امرش را شگفت زده کرد. کم کم روز موعود نزدیک می شد. عملیات «عاشورا» در جبهه های میانی در منطقه «میمک» در حال انجام بود. او و چند تن دیگر از فرماندهان سپاه پاسداران برای بازدید جاده های تدارکاتی و مورد لزوم راهی شدند. تا اینکه در صبح روز پنجم آبان 1363 در حین این ماموریت در تنگه ای با کمین نیروهای ضد انقلاب و نفوذی های دشمن برخوردند. «ساجدی» در اثر اصابت چند گلوله به شهادت رسید و دو نفر دیگر به اسارت آنها درآمدند. سه روز بعد؛ پیکر به خون نشسته این سردار از جان گذشته اسلام در «مشهد» تشییع شد و در آخر نیز در بهشت رضا در کنار دیگر شهدا به آرامش ابدی رسید.

 

منبع : پایگاه اطلاع رسانی مرکزی شهرستان دامغان ( تاریخانه )

www.tarikhaneh.com

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390ساعت 18:46  توسط فکر و اندیشه قومس  | 

یاران انقلاب اسلامی در دامغان- بخش دوم

اشاره: طلوع آفتاب انقلاب اسلامی در دامغان همراه با مجاهدت شخصیت های ارزشمندی بود که با ایمان به آرمانهای مقدس امام راحل عظیم الشأن، فریادگر ندای استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی شدند. حال که افزون بر سه دهه از پیروزی نهضت بزرگ اسلامی ملت ما می گذرد، معرفی این چهره های انقلابی، می تواند نوعی قدرشناسی از حضور آگاهانه آنان در میدانهای مبارزه با استبداد و استکبار باشد. اکنون با برخی از یاران صادق انقلاب اسلامی در شهرستان دامغان بیشتر آشنا می شویم:

حجت الاسلام والمسلمین مرحوم کربلایی سید طاهر شاهچراغی

روحانی فاضل حضرت حجت الاسلام والمسلمین «سید طاهر بن سید حسن بن میرزا احمد شاهچراغی حسن آبادی» متولد 1300 شمسی در روستای حسن آباد دامغان است. تحصیلات حوزوی را در دامغان گذرانده و در کنار تحصیل و تدریس در مدارس علمیه، بیشتر همت خود را در تالیف و وعظ مصروف داشته است و مردم قدردان این دیار هنوز خطابه های پرشور و روضه های جانسوز معظمٌ له را فراموش نکرده اند. گزاف نیست آن عالم ربانی را از پرکار ترین نویسندگان دامغانی دانست. روایت ارتباط ایشان در عالم رویا با حضرت حجت بن الحسن (ارواحنا له الفداء) زبانزد مردم و روحانیت دامغان است. این شخصیت معظم به همراه برادر بزرگوارشان حجت الاسلام والمسلمین سید مسیح شاهچراغی با تاسیس کانون اسلامی جوانان، نقش موثر و ارزشمندی را در تربیت دینی و سیاسی جوانان انقلابی دامغان بر عهده داشتند. روح بلند آن سید جلیل القدر در سال 1355 هجری شمسی به ملکوت اعلی پیوست و در روستای حسن آباد دامغان مدفون گردید و مزار پاکش زیارتگاه مردم و عاشقان معنویت است. روحش شاد.

آیت الله حاج سید محمد شاهچراغی

حضرت آيت الله حاج سيد محمد شاهچراغي سال 1313 هجري شمسي در قريه حسن آباد دامغان كه به روستاي سادات معروف است، ديده به جهان گشود. بيت مكرم شاهچراغي از ديرباز مأمن مومنان و پناهگاه اهالي شريف اين سامان و روستاهاي اطراف بود. آيت الله شاهچراغي در خانه اي پرورش يافت كه انوار مقدسه قرآن و عترت، تجلي داشت. بنا بر آنچه در زندگينامه معظمٌ له آمده است، آیت الله شاهچراغي از اولين طلاب شهرستان دامغان بودند كه در حوزه علميه قم به تحصيل علوم ديني همت گماشتند و خوشه چين خرمن معالم و مكارم اساتيد والاقدري همچون آيت الله العظمي بروجردي، آيت الله العظمي امام خميني و... شدند. از دوستان آيت الله شاهچراغي در دوران طلبگي، مي توان به آيت الله مومن و آيت الله گرامي اشاره نمود. پس از دوران اقامت در مدينه فقاهت و عزيمت آن معلم اخلاق به شهر سمنان، او در كنار حضرات آيات عالمي و نصيري سمناني، رهبري مبارزان بر عليه رژيم ستم شاهي را بر عهده گرفتند و از اواسط دهه چهل با روشنگري، پرده از تزوير حكومت وابسته پهلوي برداشتند و پشتوانه محكمي براي نيروهاي انقلابي در استان سمنان بودند. اسناد متعدد ساواك اين حضور فعال و موثر در صحنه هاي گوناگون انقلاب اسلامي را به وضوح نشان مي دهد. آيت الله شاهچراغي از مراجع عظام تقليد حضرات آيات ميلاني، شاهرودي، خويي، امام خميني، اراكي، گلپايگاني، صافي و ديگر اعاظم حوزه هاي علميه، داراي اجازاتي مي باشند كه اين خود به تنهايي، جايگاه بسيار ممتاز ايشان را در بين فقهاي معظم متجلي مي سازد. پيرامون خدمات ارزشمند حضرت آيت الله شاهچراغي پس از پيروزي انقلاب اسلامي مي شود به صدها مورد اشاره كرد ولي در اين مجال اندك امكان احصاء و نام بردن از يكايك آن مساعي ممكن نيست لذا به مرور برخي از عمده ترين تلاش هاي سازنده آن بزرگوار مي پردازيم. آيت الله شاهچراغي اولين امام جمعه استان سمنان هستند كه نماز جمعه را در مهديشهر برپا نمودند. همچنين ايشان مدت مديدي به عنوان مديركل بنياد شهيد انقلاب اسلامي استان سمنان، فصل زريني از پاسداشت مقام شامخ شهدا و خانواده هاي معزز ايشان را در كارنامه فعاليت هاي خويش دارند. انتصاب حضرت آيت الله شاهچراغي به امامت جمعه شهر سمنان و نماينده ولي فقيه در استان سمنان از سوي ولي امر مسلمين حضرت آيت الله العظمي خامنه اي (دامت بركاته) فرصت بسيار گرانبها و ارزنده اي را براي آحاد مردم قدردان، روحانيت آگاه و مسئولان خدوم فراهم آورد تا از محضر پربركت شخصيتي بصير، متقي، مردمي و متين در راهبري سياسي و عبادي مردمان ولايت مدار اين ديار بهره مند شده و تمام شهرهاي استان از بركات وجود ايشان بيش از پيش استفاده كنند. رهبر فرزانه انقلاب اسلامي نيز در حكم انتصاب آيت الله شاهچراغي بر وجهه اخلاقي معظمٌ له تاكيد فرمودند كه گذشت زمان بارها اين خصوصيت ممتاز آقاي شاهچراغي را در مقاطع مختلف، به شكلي بارز در نظر اهل نظر نمايان ساخته است. مشاركت اين عالم رباني در دوران دفاع مقدس و همراهي با رزمندگان اسلام در جبهه هاي نور،‌ بخش ديگر از فضيلت هاي جاويدان ايشان است. چنانچه در اكثر عمليات هاي مهم، حضور معنوي آيت الله شاهچراغي، از خاطرات به ياد ماندني آن روزهاي حماسه و ايثار مي باشد. مردم شهيدپرور استان سمنان در دوره اخير مجلس خبرگان رهبري با رأي قاطع به آيت الله شاهچراغي، جلوه اي از روابط مستحكم مابين روحانيت انقلابي و ولايي با مردم متدين استان را به نمايش گذاشتند و شوراي محترم نگهبان نيز در مرحله اي كه از بسياري اشخاص براي تاييد اجتهاد، آزمون گرفتند، اجتهاد آيت الله شاهچراغي را محرز دانسته و صلاحيت ايشان را بدون انجام امتحان متداول، تاييد فرمودند. هم استاني هاي ما در اقصي نقاط اين سرزمين پهناور اذعان دارند كه آيت الله شاهچراغي در تمام سال هاي پذيرش مسئوليت نماينده ولي فقيه، با سعه صدر و عدالت و بزرگواري به تمشيت امور پرداختند و همواره منادي وحدت و انسجام بوده و هستند. بسياري از مقامات عالي رتبه نظام و مديران ارشد استان سمنان در سخنان يا گزارش هاي رسمي خود به دفعات تصريح كردند كه محور وحدت استان سمنان، آيت الله شاهچراغي مي باشند.

حجت الاسلام والمسلمین حاج سید رضا تقوی

حجت الاسلام والمسلمين حاج سيد رضا تقوي دامغاني فرزند مرحوم حجت الاسلام حاج سيد علي تقوی (ره) متولد 7/4/1325 در روستای عالم پرور حسن آباد دامغان مي باشد. وي در خانواده ای روحانی، اهل علم و متدین دیده به جهان گشود. پدرش در زمره ی برترین سخنرانان مذهبی دامغان در طی سالیان گذشته بوده است. آقای تقوی داراي تحصیلات عاليه حوزوي و همچنین دارای مدرک کارشناسی الهیات از دانشگاه تهران است و سابقه حضور موثر در فعاليتهاي سياسي قبل و بعد از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی در کارنامه او وجود دارد. حجت الاسلام و المسلمین سید رضا تقوی همزمان با حضور در حوزه علمیه قم، در دوران انقلاب به عنوان سخنران و آگاه کننده مردم ایفای نقش کرده است به گونه ای که برای سخنرانی مدام به شهرهای مختلف سفر می کرد. کرمان، فارس، مازندران، گیلان، سمنان و تهران از جمله استانهایی بودند که ایشان برای سخنرانی در آنها مامور می شد. او در خدمت انقلاب و آرمانهای امام بود و زمانیکه اعلام حکومت نظامی شد، در خمین علیه رژیم شاه سخنرانی کرد. سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین تقوی در مسجد جامع رفسنجان در اعتراض به مقاله موهن رشیدی مطلق که در روزنامه اطلاعات آن زمان چاپ شده بود یکی از دفاعیات این یار امام از نهضت بزرگ اسلامی بود. حجت الاسلام تقوی در سال ۱۳۴۸ مدتی را در زندان قزل قلعه گذراند و سپس به طور موقت آزاد شد. وی همچنین پس از پیروزی انقلاب در مدرسه علوی ماموریتهای مختلفی برای حفظ اسناد دولتی و پادگان ها بر عهده داشت و در ستاد هدایت کننده در مدرسه علوی مسئولیتهای مهمی را ایفا می کرد. ایشان طی دو دوره به عنوان نماینده مردم دامغان و تهران به مجلس شورای اسلامی راه یافتند و علاوه بر نمایندگی مردم تهران، رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی بودند. برخورداري از ذوق ادبي و شعري با تخلص "سالک" و تالیف کتب متعدد، از ديگر توفيقات اوست. ايشان از سالها پیش تاکنون با حکم مقام معظم رهبري، رياست شوراي سياستگذاري ائمه جمعه را بر عهده دارند. از جمله سوابق حجت الاسلام والمسلمین آقای تقوی می توان به این موارد اشاره نمود: عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی ـ رئیس شورای فرهنگ عمومی کشور ـ امام جمعه شهرکرد ـ معاون فرهنگی سازمان تبلیغات اسلامی ـ نماینده مردم دامغان و تهران در دو دوره مجلس شورای اسلامی. همچنین برخی از آثار تألیفی حجت الاسلام والمسلمین حاج سید رضا تقوی بدین شرح است؛ داستانهای زندگی از حضرت امام موسی بن جعفر(ع) ـ نگرشی بر مدیریت اسلامی ـ تأملات فرهنگی ـ رسالت و جایگاه نمازجمعه ـ فرزانگان مدینه قانون و...

حجت الاسلام والمسلمین حاج سید علی شاهچراغی

حجت الاسلام والمسلمین سید علی شاهچراغی فرزند روحانی وارسته و عالیقدر مرحوم کربلایی سید طاهر شاهچراغی از سادات جلیل القدر موسوی می باشند که نسب آنها به حضرت شاهچراغ (ع) می رسد، ایشان در تاریخ 28 مرداد 1333 در شهر دامغان دیده به جهان گشود. دوران کودکی را در منزل پدری و در محضر سه عالم بزرگوار سید طاهر (پدر)، سید مسیح و سید محمد شاهچراغی که از اساتید حوزه و روحانیون مطرح آن دیار بودند را به همراه پسر عمو و همراه همیشگی شهید سید حسن شاهچراغی سپری کردند. دوران ابتدایی را در مدرسه هاتف و منوچهری دامغان گذراند و در سن 12 سالگی به همراه پسر عموی شهیدش برای تحصیل علوم دینی به شهر قم هجرت کردند و در مدرسه آیت الله گلپایگانی مشغول به تحصیل شدند. دوره سطح را نزد حضرات آیات فاضل هرندی، علوی گرگانی، باکویی و بنی فضل و دروس خارج را از محضر حضرات آیات فاضل لنکرانی، نوری همدانی و مکارم شیرازی بهره مند شد. شاهچراغی در محضر استاد بزرگوار آیت الله بنی فضل و دیگر اساتید مشغول به آموختن درس انقلاب گشت که در پی آن آموزه ها به سخنرانی علیه رژیم پهلوی پرداخت که با ممنوعیت منبر ایشان در شهرهای آمل، همدان، رفسنجان منجر گردید و در در شهر خمین هم با تجلیل از امام خمینی (ره) بر روی منبر، مجبور به فرار از دست مأموران امنیتی شد و بالاخره در تاریخ 17 خرداد 54 در مدرسه فیضیه قم به همراه پسر عمویشان دستگیر و به زندان اوین انتقال یافتند. محمد حسن ناصری با نام مستعار عضدی (فرد شماره 2 ساواک) در ملاقاتی به ایشان گفت: «شما یک خانواده مزاحم برای رژیم هستید هم پدرتان و هم عموهایتان برای رژیم پهلوی ایجاد مزاحمت می کنید». ایشان بعد از مدتی از زندان آزاد شدند. حجت الاسلام والمسلمین شاهچراغی بعد از پیروزی انقلاب در سال 60 و در سن 28 سالگی با تاکید دوستان و مشورت با بزرگان امامت جمعه شهر دماوند را با حکم حضرت امام(ره) پذیرفتند و به مدت 13 سال عهده دار این منصب بودند که در این مدت خدمات شایسته ای در این شهر انجام گرفت، تاسیس حوزه علمیه دماوند از جمله خدمات ارزشمند ایشان است. ایشان در سال 1370 همزمان با حفظ سمت امامت جمعه دماوند، به پیشنهاد آیت الله رسولی محلاتی و موافقت مقام معظم رهبری به سمت قائم مقام ریاست شورا و مدیر اجرایی شورای سیاستگزاری ائمه جمعه منصوب شدند. از برکات حضور ایشان در طی مدت 7 سال خدمت در این جایگاه میتوان به تهیه و تنظیم اساسنامه و آیین نامه های اجرایی تشکیلات ائمه جمعه اشاره کرد. ایشان در سال 1378 به حکم مقام معظم رهبری، به نمایندگی معظم له در امارات متحده منصوب و امامت جمعه دوبی را عهده دار گشتند که با ایجاد پایگاه امن و مطمئن برای شیعیان در آن منطقه با استقبال پر شور ایرانیان و شیعیان روبرو شد و همین امر سبب شد تا حکم 3 ساله ایشان در آن منطقه 3 بار تمدید شود وی بعد از 11 سال و با تمام مخالفت هایی که با استعفای ایشان شد، استعفای خود را اعلام کرد. بعد از بازگشت به وطن مسئولیت های متعددی به ایشان پیشنهاد شد و از میان آنها امامت جمعه شهر ری را اختیار نمودند. نماز جمعه شهرری بعد از 20 سال به امامت امامان جمعه موقت حضرات آیات غیوری، دری نجف آبادی، امینی و اختری در اول مرداد 1389 به امامت حجت الاسلام والمسلمین شاهچراغی برگزار شد

دکتر حسن سبحانی

دکتر حسن سبحانی، فروردین ماه سال 1333 در شهرستان دامغان دیده به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی را در مدرسه قائم مقام سپری نمود سپس وارد دبیرستان فردوسی شد. بعد از گذراندن دوران دبیرستان به دانشسرای مقدماتی دامغان رفت و این مقطع را نیز با موفقیت پشت سر گذاشت. دکتر حسن سبحانی در بهمن ماه 1353 در رشته اقتصاد دانشگاه ملی پذیرفته شد. ایشان طی این سالها در کنار تحصیل به تدریس در دبیرستان های دامغان می پرداخت. وی از جمله موسسان انجمن اسلامی معلمان دامغان است که با هدف مقابله با رژیم منحوس پهلوی توسط فرهنگیان انقلابی تشکیل یافته بود. ایشان پس از پیروزی انقلاب اسلامی قریب به یکسال در کمیته انقلاب اسلامی فعالیت می نمود. پس از تاسیس نهاد شوراها، دکتر سبحانی به عنوان نخستین رئیس شورای شهر دامغان از سوی مردم قدرشناس این شهر انتخاب شد. همچنین ایشان در خرداد ماه 1358 موفق به اخذ مدرک کارشناسی اقتصاد از دانشگاه تهران گشت. در سال 1367 پس از قبولی در بورس خارج از کشور آن را با این استدلال که بچه های انقلاب باید در داخل درس بخوانند به بورس داخل کشور تبدیل نمود و دوران کارشناسی ارشد و دکترا را در دانشگاه تهران به پایان رسانید و در طی این مدت علاوه بر تحصیل، مسئولیت های مختلف علمی، اجتماعی و سیاسی را بر عهده داشت. دکتر سبحانی اولین فارغ التحصیل دکترای اقتصاد بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در دانشگاه های جمهوری اسلامی ایران است. در سوابق کاری این شخصیت برجسته فرهنگی، علمی و سیاسی می توان به نمایندگی 3 دوره مجلس شورای اسلامی، رئیس کمیسیون تلفیق برنامه چهارم توسعه کشور، معاون آموزشی و پژوهشی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، استاد اقتصاد دانشگاه تهران (با رتبه استادی) و دبیر شورای فرهنگ عمومی کشور اشاره نمود.

استاد محمدعلی معلم دامغانی

استاد علی معلم دامغانی سال 1330 دردامغان متولد شد. پس ازاخذ دیپلم از سمنان و شاهرود به تحصیل دردانشکده حقوق و علوم انسانی دانشگاه تهران پرداخت. وی علاوه بر تدریس شعر، موسیقی و ادبیات، معاون فرهنگی حوزه هنری سازمان تبلیغات، عضو شورای شعر وزارت فرهنگ وارشاد اسلامی و ریئس مرکز موسیقی سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران بوده است. وی درسال 1380 درنخسین همایش چهره های ماندگار به عنوان چهره ماندگار درعرصه شعر و ادب فارسی برگزیده شد. وقوع انقلاب اسلامی در سال 1357 از وقایع مهم روزگار زندگی علی معلم دامغانی بود که به محتوای اشعار وی تاثیری اساسی داشته است. او در این زمان با رهبری شهید شاهچراغی نسبت به تشکیل راهپیمایی های مردمی اقدام می نمود. علی معلم دامغانی درحین تحصیل در رشته های ادبیات و حقوق به موسیقی نیز علاقه مند بود و در این زمینه نیز آموزشهایی دیده است. از وقایع مهی که بر زندگی ادبی علی معلم دامغانی تاثیر فراوانی نهاد، انقلاب اسلامی بود که محتوای شعر معاصر وی را به خود اختصاص داد. وی پس ازانقلاب علاوه بر تدریس و تحقیق درشعر، موسیقی و ادبیات، معاونت فرهنگی حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی، عضو شورای شعر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و ریئس مرکز موسیقی سازمان صداوسیما بوده است. استاد علی معلم دامغانی مدتی را به تدریس شعر، ادبیات و موسیقی اشتغال داشته است. سایر فعالیتها و برنامه های وی شامل: مطالعه آثار ادبی و سرودن شعرهای انقلابی است که اوقات فراغت علی معلم دامغانی را به خود اختصاص می دهد. اساتید معظم: سید علی موسوی گرمارودی، مشفق کاشانی و محمود شاهرخی برخی از شاعران انقلابی و از همفکران استاد علی معلم دامغانی هستند. علی معلم دامغانی از جمله شاعرانی است که در فضای معاصر در ستایش انقلاب اسلامی و عرفان اشعاری می سرایند. ایشان درسال 1380 در نخستین همایش چهرهای ماندگار به عنوان چهره برگزیده در زمینه شعر و ادب فارسی برگزیده و معرفی شد. همچنین استاد علی معلم دامغانی در سال 1388 بنابر تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی و با حکم رئیس جمهور به عنوان دومین رئیس فرهنگستان هنر جمهوری اسلامی ایران منصوب شد.

 

منبع : پایگاه اطلاع رسانی مرکزی شهرستان دامغان ( تاریخانه )

www.tarikhaneh.com

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390ساعت 18:45  توسط فکر و اندیشه قومس  | 

یاران انقلاب اسلامی در دامغان- بخش اول

اشاره: طلوع آفتاب انقلاب اسلامی در دامغان همراه با مجاهدت شخصیت های ارزشمندی بود که با ایمان به آرمانهای مقدس امام راحل عظیم الشأن، فریادگر ندای استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی شدند. حال که افزون بر سه دهه از پیروزی نهضت بزرگ اسلامی ملت ما می گذرد، معرفی این چهره های انقلابی، می تواند نوعی قدرشناسی از حضور آگاهانه آنان در میدانهای مبارزه با استبداد و استکبار باشد. اکنون با برخی از یاران صادق انقلاب اسلامی در شهرستان دامغان بیشتر آشنا می شویم:

حجت الاسلام والمسلمین حاج سید مسیح شاهچراغی

فقیه پارسا و عالم ربانی حضرت حجت الاسلام و المسلمین حاج آقا "سید مسیح شاهچراغی"، سال 1302 هجری شمسی در روستای حسن آباد دامغان دیده به جهان گشود. تحصیلات مقدماتی را در همان روستا گذارنید و سپس جهت کسب محضر علماء و طیّ مراتب علوم فقهی به حوزه علمیه دامغان پای نهاد. در این سال ها از محضر فقهای مبرّز و نامداری همچون حضرت آیت الله العظمی میرزا آقا ترابی(ره) بهره مند شد و در این راه، به مدارج والای علمی و اخلاقی دست یافت. حجت الاسلام و المسلمین "سید مسیح شاهچراغی" در خانواده ای اهل علم و حلم و تقوی به دنیا آمد. دو تن از برادران بزرگوار ایشان که در سلک روحانیت اند عبارتند از: حضرت حجت الاسلام و المسلمین مرحوم کربلایی سید طاهر شاهچراغی(ره) "خطیب توانا و عارف واصل" و حضرت آیت الله حاج سید محمد شاهچراغی "امام جمعه سمنان و نماینده مردم استان در مجلس خبرگان رهبری". زندگی زاهدانه و رفتار عالمانه آقا سید مسیح، از عنفوان جوانی تا به امروز زبانزد خاص و عام است، چنانچه این خصوصیت بارز در زندگی او چه قبل و چه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، محسوس و معروف می باشد. طبع لطیف حجت الاسلام و المسلمین شاهچراغی در سرایش اشعار مذهبی، موجب آفرینش آثار ارزنده ای از جانب این فاضل روشن ضمیر شده است. خلق نیکو، سعه صدر، کفّ نفس، جود و بخشش، مردم داری، حکمت، ادب و روشن بینی ابعادی از شخصیت تابناک ایشان می باشند. یکی دیگر از افتخارات ماندگار حضرت حجت الاسلام و المسلمین حاج سید مسیح شاهچراغی، تربیت و پرورش فرزند صالحی همچون شهید عالیقدر سید حسن شاهچراغی(ره) در محضر نورانی معظمٌ له است که بنابر فرموده رهبر فرزانه انقلاب اسلامی؛ "شهید شاهچراغی، پرچم افتخاری برای ملت ایران است". از خداوند متعال، سلامتی و طول عمر باعزت آن عالم عامل و مروج الاحکام را مسئلت داریم.

حجت الاسلام والمسلمین شهید حاج سید حسن شاهچراغی

نهم بهمن سال 1331 هجری شمسي در يكي از محله هاي قديمي شهر «دامغان» كودكي از خانواده سادات پا به عرصه هستي گذاشت. نام او را به عزت و يادمان پدربزرگ، «سيد حسن» ناميدند. او فرزند ارشد روحانی عامل و وارسته حضرت حجت الاسلام والمسلمین حاج آقا سيد «مسيح» شاهچراغی بود. شهید شاهچراغی دراینخصوص می گوید: «من در يكي از خانواده هاي روحاني تولد يافتم. تا آنجا كه به ياد دارم پدرم از راه تدريس در مدرسه ي علمیه دامغان به همراه عمويم، زندگي را اداره مي كردند.» سيد «حسن» در سايه مادري پرورش يافت كه متدين، بی آلايش، علاقمند به اسلام، قرآن، اهل بيت (علیهما السلام) و روحانيت معظم بود. ايشان در همه لحظات زندگي خصوصاً در طفوليت و دوران ستم شاهي، ياور سيد «حسن» بودند. شهيد در جمع خانواده و در بين 4 خواهر و 4 برادرش، موقعيت خاصي داشت. او چشم و چراغ خانه بود. محيط خانواده با حضورش گرم و شاداب مي نمود. شهيد شاهچراغي، تحصيلات ابتدايي و متوسطه را با موفقیت کامل به پايان بردند و مدتی نيز در كنار پدر بزرگوارشان در حوزه علميه ي دامغان به فراگيري علوم دینی پرداختند. شهید شاهچراغی پس از دوران متوسطه همانند بزرگان خانواده اش راه حوزه علميه را برگزيد تا درس دين را بياموزد و در خدمت آن قرار گيرد. از آغازين روزهاي ورودش به جمع طلاب مدرسه حقانی قم، به خوبي روشن بود كه آينده درخشاني دارد، زيرا جستجو گري و كنكاش در مسائل مختلف علمي و اجتماعي از ويژگي هاي بارز او بود. از دیگر خصوصيات ایشان آن بود که در عصر خودش زندگي مي كرد. زمان و نيازمندي های آن را به خوبي مي شناخت و با زمان و تحولاتي كه در جامعه بوجود مي آمد آشنایی داشت. ورودش به مدرسه حقّاني، سرفصل جديد و تجديد حيات تازه بود تا از انديشه ژرف و ارزشمند عالمان و عارفانی همچون حضرات آیات خزعلي، جنتي، مصباح یزدی، احمدي ميانجي و نيز شهيدان والامقام حضرات آیات بهشتي و قدوسي رحمت ا... عليهما بهره مند شود.  شهید شاهچراغی از رهبران اصلی انقلاب اسلامی در شهرستان دامغان بود. وی پس از پيروزی انقلاب اسلامی به عنوان يکی از مشاوران و مسئول دفتر شهيد آيت الله قدوسی در دادستانی انقلاب به فعاليت پرداخت و سپس از سوی مردم دامغان به نمايندگی مجلس برگزيده شد تا در آذر ماه سال 61 به تقاضای وزير وقت ارشاد، مسئوليت موسسه کيهان را پذيرفت. شهيد حاج سید حسن شاهچراغی در اول اسفند ماه سال 1364 در پی اصابت موشک جنگنده های رژيم بعثی به هواپیمای حامل آنان با حدود پنجاه نفر از همراهان خود به فيض شهادت نائل آمدند. از آن شهيد عالیقدر دو فرزند به نامهای «سيد مهدی و سيد مسيح» به يادگار باقی مانده است. روحش شاد و راهش پر رهرو باد.

حجت الاسلام والمسلمین شهید حاج سید ابوالقاسم موسوی دامغانی

سيد ابوالقاسم داود الموسوى، معروف به موسوى دامغانى، فرزند حاج سيد محمد است و در سال 1323 ه.ش در روستاى حسن آباد از توابع دامغان در خانواده مذهبى و شيفته اهل بيت (ع) متولد شد. سيد محمد، پدر سيد ابوالقاسم پس از چهل سال اشتغال به كشاورزى در روستاى حسن آباد، به شهر مقدس قم مهاجرت نمود و به پيروى از پدر بزرگوارش مرحوم سيد حاجى، در اين شهر به تعليم قرآن مشغول شد. سيد ابوالقاسم از كودكى طبعى بلند و همتى والا و علاقه‏اى شديد به فراگيرى علوم اسلامى داشت، بدين جهت، پس از گذراندن دوران ابتدايى تحصيل در حسن آباد، در سال 1337 ه.ش و در حالى كه بيش از 14 سال نداشت، به دامغان آمد و در يكى از مدارس علميه آن شهر، مشغول تحصيل شد. سيد در سال 1341 ه.ش براى ادامه تحصيل عازم قم شد و در مدرسه حجتيه، ساكن گرديد. در همين سال لباس مقدس روحانيت به تن كرد و سفرهاى تبليغى‏اش را آغاز نمود. او سعى داشت به مناطقى سفر كند كه كمتر كسى بدانجا مى‏رود. لذا با دوچرخه به روستاهايى مى‏رفت كه حتى از جاده نيز محروم بودند. وى از ابتداى ورود به شهر مقدس قم، شيفته امام خمينى (ره) گشت تا آنجا كه مرتب به بيت ايشان رفت و آمد مى‏كرد و اكثر شبها در نماز جماعت آن حضرت حاضر مى‏شد. سيد ابوالقاسم موسوى در طول ايام تحصيل از محضر اساتيد و علماى بزرگوارى همچون: شهید آیت الله سلطانی، آيت اللّه مرحوم حاج شيخ مرتضى حائرى يزدى ،آيت اللّه العظمی حسين وحيد خراسانى، آیت الله خزعلی، آیت الله مشکینی و...  بهره مندگرديد. سید ابوالقاسم از همان ابتداى ورود به قم، در جريان قیام 15 خرداد 42 و شروع نهضت پيروزمندانه امام خمينى (ره) قرار گرفت. خود در اين باره چنين مى‏گويد: «امام به مناسبت وفات حضرت فاطمه (س) مجلس سوگوارى تشكيل داده، در منزل خويش مجلس عزا برپا مى‏داشت. روزى سخن از قرارداد ننگين كاپيتولاسيون به ميان آمد و امام در جمع مردمى كه از قم و برخى از شهرهاى ديگر بودند، سخنان مهمى بر عليه نظام و سياستهاى غربى حكومت ايراد كردند، هفت روز بعد در قم حكومت نظامى اعلام شد، و امام را به تهران بردند، من از آن تاريخ فعاليتهاى سياسى خود را در كنار تحصيل و درس آغاز كردم.» در اين راه بارها دستگير و به زندان افتاد و مورد بازجويى و شكنجه قرار گرفت. از جمله يك بار به همراه شهيد محمد منتظرى و آيت اللّه حاج شيخ احمد جنّتى در زندان قزل قلعه در بند شد. در يكى از راهپيمايي ها كه طلاب و علما و ديگر اقشار مردم به سوى منزل آيت اللّه حسين نورى همدانى در حركت بودند، مقابل مزار شيخان كه رسيدند، مزدوران رژيم، به سوى مردم تيراندازى كردند و عده‏اى شهيد و مجروح شدند. در آن گير و دار كه هر كسى براى نجات جان خود مى‏كوشيد، شهيد موسوى، مجروحين را جمع آورى و به بيمارستان كامكار مى‏رسانيد و در راه نجات آنها تلاش مى‏كرد. با پشت سر گذاردن دوران ظلمت و تاريكى و طلوع پيروزى، ياران امام كه همه رنجها و ستم‏هاى ظالمان را با تمام وجود لمس كرده بودند، براى حفظ دستاوردهاى انقلاب، بازهم با پذيرش مسؤوليت‏هاى سنگين دين خويش را به اسلام و انقلاب ادا كردند. شهيد موسوى نيز در مسؤوليتهاى گوناگون از جمله نماینده مردم رامهرمز در مجلس شورای اسلامی به ادامه خدمت پرداخت. سيد ابوالقاسم، روز اوّل اسفند 1364 همراه با پنجاه تن از شخصيتهاى مملكتى و روحانيان و ياوران انقلاب، كه در ميان آنان حجت الاسلام شهيد حاج شيخ فضل اللّه محلاتى نماينده امام (ره) در سپاه پاسداران انقلاب اسلامى و حجت الاسلام شهید حاج سید حسن شاهچراغی (ره) و تعدادی دیگر از نمايندگان مجلس شوراى اسلامى، و چند تن از قضات دادگسترى حضور داشتند، در حالى كه توسط هواپيماى مسافربرى متعلق به شركت آسمان عازم جبهه‏ هاى اهواز بودند، در نزديكى اهواز از سوى دو فرزند جنگنده متجاوز عراقى مورد حمله قرار گرفتند و در منطقه ويسى در 25 كيلومترى شمال اهواز با سقوط هواپيمايشان به شهادت رسيدند.

حجت الاسلام والمسلمین حاج شیخ محمدعلی معلی

حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ محمد علي معلي فرزند محمدتقي، متولد 15 خرداد 1330 در محله امام دامغان است. وي تحصيلات مقدماتي را در دامغان و مشهد گذراند. سپس براي فراگيري علوم ديني رهسپار مدرسه حقاني قم شد و از محضر حضرات آيات: شهيد قدوسي، شهید بهشتی، جنتي، مصباح يزدي، مومن قمي، طاهري خرم آبادي، حسين يزدي و علي پناه اشتهاردي بهره برد. او به مبارزه عليه رژيم پهلوي پرداخت و بارها دستگير و زنداني شد. از جمله از سوي اطلاعات شهرباني دامغان دستگير و به مدت پنج سال زنداني گرديد. اما در زندان نيز به تبليغ و مبارزه ادامه داد و به همين سبب به ترتيب به زندان هاي شهرهايي چون: سمنان، گرگان، قم، ساري، تبريز و تهران منتقل شد. او بر اثر شكنجه به درجه جانبازي نائل آمد. معلي از ياران هم بند شهيد رجايي و از دوستان نزديك و همرزمان شهيد محمد منتظر قائم، شهيد سيد حسن شاهچراغي و شهید علی اصغر کشاورزیان بود. وي پس از پيروزي انقلاب اسلامي، علاوه بر ادامه تحصيل در حوزه هاي علميه قم و تهران در حزب جمهوري اسلامي به فعاليت پرداخت و چندي مسئوليت واحد امور روحاني، اين حزب را در قم به عهده گرفت. در سال هاي 1367 و 1368 مسئول آموزش سياسي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي شد و از سال 1368 به عضويت شوراي سياسي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي منصوب گشت و از سال 1368 به عضویت شوراي سردبيري روزنامه كيهان درآمد و از سال 1380 با حفظ سمت به مدير مسئولي كيهان فرهنگي منصوب شد. حجت الاسلام معلی مدیر مسؤول ماهنامه کیهان فرهنگی در سال 1389 و طی آخرین سرمقاله اش در این ماهنامه از بازنشستگی خود خبر داد. معلي مقاله هاي متعددي را به چاپ رسانده است. كتاب فقهي حج در مذاهب پنجگانه تاليف اوست.

حجت الاسلام والمسلمین مرحوم سید محسن ترابی

حجت الاسلام والمسلمین «سید محسن ترابی»، فرزند حاج سید محمد و از نوادگان آیت الله العظمی میرزا آقا ترابی دامغانی است. ایشان پس از تحصیلات ابتدایی در زادگاهش، برای فراگیری مقدمات حوزوی وارد مدرسه فتحعلی بیک دامغان شد و در سال 1345 شمسی به قم رفت و در مدرسه علمیه حقانی از محضر حضرات آیات: دکتر بهشتی، قدوسی، مصباح یزدی و جنتی بهره برد. همچنین چندی در حوزه درس شهید علامه مطهری حضور یافت. سید محسن ترابی از رهبران انقلاب اسلامی در دامغان بود و مجاهدت های او در روزهای سخت مبارزه بر علیه رژیم ستمشاهی، زبانزد نیروهای انقلاب است. وی در زمان شهید مظلوم آیت الله دکتر بهشتی، مسئولیت بازرسی و رسیدگی به دادگاه ها و دادسراهای انقلاب اسلامی سراسر کشور را بر عهده داشت و در زمان ریاست شهید آیت الله قدوسی، مسئول رسیدگی به امور زندانیان و معاون دادستان کل انقلاب بود. مرحوم سید محسن ترابی پس از شهادت شهیدان بزرگوار بهشتی و قدوسی، مدتی در دفتر سیاسی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی همراه با شهید آیت الله محلاتی به فعالیت های ارزشمندی پرداخت. انجام سخنرانی های سیاسی و مذهبی و تشکیل جلسات اعتقادی در قم و دامغان از دیگر فعالیت های او بود. پیکر آن مجاهد نستوه در جنب مقبره بکیر بن اعین (ع) دامغان به خاک سپرده شد. طوبی له و حسن مآب.

آیت الله حاج شیخ غلامعلی نعیم آبادی

حضرت آیت الله نعیم آبادی سال ۱۳۲۳ در خانواده ای روحانی در شهرستان دامغان پا به عرصه وجود گذارد. از اوان کودکی با علم آموزی در مکتب خانه و سپس با ورود به تهران و تحصیل در آموزش و پرورش گام به وادی معرفت نهاد و با حضور در حوزه پر برکت علمیه قم آن را به کمال رساند. وی دروس حوزوی را نزد اساتید بزرگ حوزه همچون: مرحوم آیت الله العظمی گلپایگانی و مرحوم آیت الله العظمی شیخ مرتضی حائری و مرحوم آیت الله العظمی محقق داماد و شهید دکتر مفتح فرا گرفت. عشق به دانش هیچگاه و در هیچ شرایطی از زندگی وی جدا نشد و حضور در صحنه های سیاسی او را از حضور در میدان علم خارج نکرد، چه در دوران ۱۱ ساله امامت جمعه دامغان و چه زمانی که در استان هرمزگان حضور پیدا کرد. تدریس مستمر دروس حوزوی و پایه گذاری دانشگاه آزاد اسلامی دامغان و تدریس در مراکز علمی – دانشگاهی استان های سمنان و هرمزگان بخشی از کارنامه علمی ایشان می باشد. در زمان حکومت ستم شاهی به دلیل ایراد سخنرانی ها و موضع گیری های سیاسی ۳ مرحله دستگیر شد که ۲ بار آن هر مرتبه ۲ ماه بازداشت و یکبار آن ۳ سال در زندان رژیم به سر برد. نگاه روشن این عالم جلیل القدر عامل وحدت همه گروه ها در استان بود و در تمام مدت حضورشان در استان کوشیدند عوامل تفرقه را از مردم دور سازند و امروز به حمدالله همه شاهد همدلی و یکپارچگی مردم  هرمزگان هستند. در مقام پاسخگویی به نیازهای روحانی مردم و با پیگیری و مساعدت ایشان تعداد زیادی بنای فرهنگی در سراسر استان بنا نهاده شد، که از جمله آنها به ساخت و در حال اجرای بیش از ۱۰۰ مسجد و تعداد زیادی خانه عالم در نقاط دور و نزدیک و احداث حوزه علمیه خواهران با زیر بنای ۶۹۸۰ متر مربع میتوان اشاره کرد. لازم به ذکر است در راستای همین امر تعداد زیادی از روحانیون واجد شرایط به عنوان ائمه جمعه و جماعت توسط ایشان و در اقصی نقاط استان مشغول فعالیت های علمی – فرهنگی می باشند. همچنین به لطف خدا و با عنایت ویژه دولت بعد از سالها پیگیری مجدانه ساخت بنای مسجد جامع بندر عباس (مصلی) شامل ۳۰ هزار متر مربع زیر بنا و گنجایش ۴۵۰۰۰ نفر آغاز گردید. آثار گران سنگ و ارزشمند قلمی این عالم بر جسته گوشه ای دیگر از زندگی پر بار ایشان را رقم می زند. آثاری همچون داروینیسم از دیدگاه دانش و مذهب، آثاری درباره نماز که از جمله آنها ((نماز زیباترین الگوی پرستش)) می باشد که به زبان عربی ترجمه و در مصر به چاپ رسیده است، آسیب شناسی خواص، عاشورا در عاشورا، شکر در آینه وحی، زکات در آینه وحی، تحریف در آموزه های دینی، صلیب خونین، توسل، زمزمه روزه داران، امر به معروف و نهی از منکر، آئین پارسایی، رشوه، تفسیر سوره فجر و تین، نماز درمانی، ولایت علی (ع) در آینه ی وحی، غدیر در آینه تاریخ، شرحی بر خطبه های امام سجاد (ع) در نزدیک مدینه، احسان، روزه در آینه وحی و قرآن به روایت نهج البلاغه که به چاپ رسیده و آثاری همچون: شرح دعای سحر، بحث پیرامون اعتیاد، نمازجماعت، شرح کلمات قصار (نهج البلاغه)، تولی و تبری، رسالت مسجد، اعجاز قرآن، جوان و عقلانیت، حق و باطل، آسیب شناسی امر به معروف و نهی از منکر، شب عاشورا چه گذشت و تفسیر سوره الرحمن که در دست چاپ قرار دارد.

استاد حاج حسین معلم دامغانی

دهم مهر ماه 1324 هجری شمسی در خانواده ی متدیّن، عالم پرور و ادب دوست معلّم، دیده به جهان گشود. پدر و مادر، او را از حبّ خامس آل عبا، حسین نامیدند. در 5 سالگی پای به دبستان نهاد و در حلقه ی دانش آموزان مدرسه منوچهری دامغانی جای گرفت. پس از گذران دوران دبستان، به مقطع دبیرستان وارد شد و طیّ این زمان، سرآمد دانش آموزان فرهیخته دبیرستان فردوسی دامغان بود. وی از کودکی در نزد پدر فاضل خویش، ادب آموخت و در پیشگاه مادر شجاعش، درس زندگی فراگرفت و این کمالات را همه حال، توشه راه علم آموزی اش نمود. سال 1342 هجری شمسی پس از اتمام دوره ی دبیرستان، عازم خدمت سربازی شد و 24 ماه در کسوت معلّمی به آموختن دانش آموزان روستایی پرداخت. سال 1344 با مدرک دیپلم به استخدام اداره فرهنگ دامغان درآمد و به امر تدریس در روستاهای زرگرآباد و غنی آباد دامغان اهتمام داشت. در عصری دیگر، به دامغان مراجعت کرد و تحت عنوان دبیر دبیرستانهای فردوسی و کوروش و مدرس دانشسرای مقدماتی به ارائه ی خدمات ارزنده آموزشی و تربیتی، پرداخت. سال 1354 در رشته حقوق دانشکده علوم سیاسی و حقوق دانشگاه تهران پذیرفته شد و پس از کسب محضر اساتید مسلّم و ارجمندی همچون دکتر کاتوزیان، دکتر امامی و... به دریافت دانشنامه کارشناسی حقوق از برترین دانشکده حقوق ایران مفتخر گشت. سال 1356 به همراه جمعی از معلمان انقلابی و متعهد دامغان، انجمن اسلامی معلمان این شهر را بنیان نهاد و در کنار دوست و یار صمیمی اش شهید بزرگوار حاج سید حسن شاهچراغی (ره)، جنایات رژیم پهلوی و وابستگی های سردمداران آن را در مجامع و جلسات گوناگون افشاء می کرد. پس از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی به رهبری حضرت امام خمینی (رض) و با توصیه معتمدان مردم، برای مدت کوتاهی از سوی استاندار وقت سمنان به سمت شهردار دامغان منصوب شد و با سامان دادن به اوضاع و احوال شهرداری، شغل اصلی خود یعنی معلّمی را تداوم داد. پذیرش مسئولیت اداره آموزش و پرورش شهرستان شاهرود در سالهای آغازین طلوع فجر انقلاب و مصادف با تحرکات عوامل ضدّ انقلاب و... آزمون دیگری برای احراز شایستگی و توانمندی استاد معلم بود. او در این هنگام با حکمت و تدبیری برآمده از آموزه های اسلامی، بر طوفان حوادث فائق آمد و یک سال و نیم از زمانه ی تثبیت نظام جمهوری اسلامی را به عهد شناسی و مسئولیت مداری در مدیریت آموزش و پرورش شاهرود گذارنید. ضرورت تدوین مجدد کتب درسی، مسئولان وقت وزارت آموزش و پرورش را به بهره مندی از مراتب دانش و بینش او تشویق کرد تا آنجا که کارشناسی آموزش و پرورش در نظام های جهانی بر عهده وی قرار گرفت و به تالیف کتب ادبیات دوران دبیرستان همراه با برادر اندیشمندش "استاد علی معلم" و دوست فرزانه اش "استاد سید محمود معارف" همت گماشت و در اثنای نگارش این آثار ارزشمند ادبی، ضمن دیدار با حضرت آیت الله خامنه ای "رئیس جمهور وقت"، از راهنمایی های معظمً له در مسیر تدوین کتب بهره گرفت. از فعالیت های دیگر آقای معلم می توان به تاسیس مجموعه فرهنگی معلم و دبیرستان غیرانتفاعی دخترانه میعاد، همکاری در تدوین برنامه ها با معاونت ایدئولوژی دانشگاه امام حسین (ع)، مدیر مسئول یکی از قدیمی ترین نشریات کودکان و نوجوانان، در دوران پس از انقلاب با نام «جوانه»، تولیت مدرسه علمیه موسویه دامغان و... اشاره نمود. استاد معلم بعد از اتمام این ماموریت کاری، به دامغان بازگشت و در کنار اشتغال به معلّمی و کشاورزی، در تاسیس و توسعه ی دفتر نشر فرهنگ اسلامی و کتابخانه بزرگ قمر بنی هاشم حسینیه حضرت ابوالفضل (ع) دامغان، دوشادوش شهید شاهچراغی و سایر بزرگان این شهر تاریخی، ماندگار ترین صفحات از کتاب عمر پر بار خویش را رقم زد و این تلاش عالمانه از گذشته تاکنون همچون آفتاب تابنده ای روشنی بخش راه دانش پژوهان و فرزانگان دیار کویری دامغان می باشد و این دفتر و کتابخانه کم نظیر آن که از نخستین رویش های انقلاب اسلامی در دامغانند، توانسته موجد تحولات چشمگیر اجتماعی و موجب اثرات قابل توجه فرهنگی شود. از استاد حاج حسین معلم دامغانی تا به امروز تعداد 12 اثر به نام های درس ادبیات فارسی، 1360-1363 ـ نقد نیازی، 1370 ـ راز ربّانی، 1372 ـ آتش عشق ـ آتش و عطش ـ تصحیح کتاب اعلام دامغان با همکاری دکتر حسن ذوالفقاری منتشر گردیده و کار ترجمه کتاب شریف مفاتیح الجنان به فارسی سلیس و روان توسط این شخصیت عالیقدر پایان یافته و در آینده ای نزدیک به زیور نشر آراسته خواهد شد.

 

منبع : پایگاه اطلاع رسانی مرکزی شهرستان دامغان ( تاریخانه )

www.tarikhaneh.com

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390ساعت 18:44  توسط فکر و اندیشه قومس  | 

تقدیر از الگوهای برتر کارآفرینی رشته های علمی کاربردی استان

اولین همایش فارغ التحصیلان کارآفرین و الگوهای برتر رشته های علمی کاربردی استان، در دامغان برگزار شد .

در این همایش، در مرکز آموزش علمی کاربردی جهاد کشاورزی دامغان ، علاوه بر تقدیر از 18 کارآفرین برتر استان در بخش کشاورزی، مشکلات کارآفرینان و فارغ التحصیلان رشته های علمی کاربردی بررسی شد.

رئیس موسسه آموزش عالی علمی کاربردی وزارت جهادکشاورزی، در جمع 300 نفر از کارآفرینان، کارشناسان و محققان بخش کشاورزی، با اشاره به فعالیت32 مجتمع و 60 مرکز علمی کاربردی این وزارتخانه در بخش های آموزشی و تحقیقاتی در کشور، گفت: امسال با هزینه 5 میلیارد تومان برای فرزندان کشاورزان کشور، 711 نفر در مجمتمع های علمی کاربردی مشغول تحصیل شدند. علی سرپناه هزینه تجهیز مجتمع های علمی کاربردی را 40 میلیارد تومان عنوان کرد و از پذیرش دانشجو در مقطع دکترا در رشته های دامپروری و شیلات در سال تحصیلی آینده خبر داد و با بیان اعلام شرایط پذیرش در دفترچه کنکور دکترا، افزود 30 هزار دانشجو در 157 رشته تحصیلی کشاورزی، دامپروری، منابع طبیعی، تولیدات دامی، شیلات و باغداری، در92 مجتمع و مرکز علمی کاربردی تحصیل می کنند .

حجازی رئیس مجتمع آموزش علمی کاربردی جهادکشاورزی استان هم، با یادآوری تحصیل 3 هزار و 200 دانشجو در مجتمع علمی کاربردی استان، گفت: 250 کارآفرین در بخش های کشاورزی و منابع طبیعی استان فعالیت می کنند.

در حاشیه این همایش، دستاوردهای کارآفرینان بخش های اموردام، باغبانی، کشاورزی، شیلات، زنبورداری و تحقیقات و پژوهش در 8 غرفه به نمایش گذاشته شد.

 منبع : سایت صدا و سیمای مرکز سمنان

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم بهمن 1390ساعت 22:42  توسط فکر و اندیشه قومس  |